4 هفته پیش

بزرگترین مشکل جامعه علمی کشور


این نظرسنجی شامل 1 سوال می باشد.
264 نفر در این نظرسنجی شرکت کرده اند.
1 - به نظر شما بزرگترین مشکل جامعه دانشگاهی چیست؟


اولا که "ترجیح" درسته و "ترجیه" کاملا غلطه
اولا که "ترجیح" درسته و "ترجیه" کاملا غلطه
اولا که "ترجیح" درسته و "ترجیه" کاملا غلطه!
درضمن پروژه های کار شده براشون رزومه میشه و علم روز و نرم افزارهایی که تو اون حیطه تقاضا داره رو تسلط پیدا میکنن و به عنوان متخصص حرفه ای تو اون رشته با کلی تجربه وارد بازار کار میشن.
توی دانشگاه هم کلی درس پایه و گسسته که با کاری که واقعا تو آینده خواهی کرد میخونی و واسش وقت و انرژی و هزینه میذاری که اگر اینا متناسب با چیزی که جامعه واقعا نیاز داره بخش بندی بشه و مباحث واقعا کاربردی و پروژه های واقعی کار بشه که بچه ها تو یه چیز مهارت پیدا کنن خیلی بهتره.
درسهارو طوطیوار فقط برای پاس کردن میگذرونن و پروژه هارو برای نمره بهتر یا تنبلی خودشون انجام نمیدن. که اینا هم از نداشتن هدف و دید به آینده کاری سرچشمه میگیره.
دانشجوها بدون هدف و شناخت رشته رو انتخاب میکنن و فقط برای اینکه بیان دانشگاه و بدون فکر عمیق راجع به آینده و علاقه و مهمتر از همه استعدادی که دارن اینکارو میکنن.
هدف من دوتاس ، یکیش با سوادی یکیشم که مهمترینشه استخدام و پیدا کردن کاره مناسب تو رشته تحصیلیم الکترونیک، که البته هنوز کار مناسبی پیدا نکردم و فکرم نمیکنم پیدا بشه
یکی از هدف‌های درس خواندن باسواد شدن نیست.
۱. تدریس تنها به صورت اکادمیک و تئوری و تفاوت فراوان بین اموزش و اجرا
1-هدفمند نبودن دانشجو 2-عدم استفاده از متخصص در اداره ها، مراکز، شرکت ها و سازمان ها یعنی استفاده نیروی غیر متخصص بجای فرد متخصص
عدم ارتباط با صنعت و کاربردی بودن دروس دانشگاهی و عدم بروز بودن و کار با همان سیستم قدیمی
عدم ارتباط صنعت و دانشگاه
تعریف صحیحی برای مقاطع تحصیلی وجود ندارد. مثلاً هدف از تحصیل در مقطع کارشناسی، تحصیل آکادمیک فنون برای ورود به بازار کار است که نیازمند ارتباط علمی بین دانشجویان است. در مقاطع تکمیلی، هدف تحصیل علوم برای ارتقا ی علمی در محیط های علمی و دانشگاهی است که نیازمند ارتباط بین دانشجو و استاد است.
تعریف صحیحی برای مقاطع
1- متاسفانه اکثر دانشجویان هدف از تحصیل در رشته تحصیلی را نمی دانند . مخصوصا دانشجویان با سن پایین .
با سلام، به نظر بنده یکی از مشکلات بزرگ جامعه آکادمیک، کمیت محور بودن است و نه کیفیت محور. افراد به دنبال تعداد مقالات بیشتر و یا تعداد کتب بیشتر برای رزومه و ارتقای علمی خودشان هستند و به کیفیت اهمیت کمتری داده میشود.
دانشگاه هایی مهم تلقی نمیشوند در مقاطع ارشد متاسفانه به جای اتخاذ روش های تحقیق محور و case study و... از روش های ناکارآمدی چون تحمیل کتب متعدد و حجم مطالعاتی تئوریکال فاقد researching، برای ارتقاء سطح علمی دانشجویان و در نهایت دانشگاه استفاده میکنند که اثربخشی برای دانشجویان آن حوزه نخواهد داشت.
شامل دو دسته است دانشگاه هایی که از جانب جامعه علمی و دانشجویان مهم تلقی میشوند و دانشگاه هایی به علت پولی بودن یا دور افتادگی مکان یا سطح علمی پایین و...
نبود پیوند بین صنعت و دانشگاه که نتیجه تی جز بیکاری فارغ التحصیلان رو نداره
سرفصل های درسی غیر کاربردی ، عدم امکان استفاده تمام وقت و ۲۴ سالته از امکانات آموزشی دانشگاه مثل آزمایشگاه و کتابخانه و...
عدم همسو بودن مطالعات و... با نیاز های اساسی کشور
عدم هماهنگی با نیاز کشور
به نظر بنده به روز نبودن سرفصل دروسي كه در دانشگاه گذرانده ميشوند يكي از مشكلات اصلي جامعه دانشگاهي مي باشد. بسياري از دروسي كه در دانشگاه گذرانده مي شود پاسخگوي نيازهاي جامعه امروز نيستند و اين خود به نوعي منجر به بيشتر شدن فاصله بين دانشگاه و صنعت مي گردد.
با سلام
سلام
sghl
با سلام صرفا اگر بخواهیم فقط به دانشگاه نظر داشته باشیم قطعا عدم ارتباط و پیوستگی دانشگاه و صنعت بزرگترین مشکل خواهد بود.
١-عدم ارتباط دانشگاهيان با صنعت و كار
عدم شایسته سالاری و استفاده ی ناکافی از نیروهای جوان و متخصص و همچنین کمیت گرایی پژوهشی بدون توجه به اهمیت تخصص و تجربه
مشکل اصلی تربیت تحصیل کرده های بی سواد!
عدم کنترل تعداد دانشگاه و عدم وجود و یا اجرای واحدهای عملی در رشته های مختلف
علم و سوادآموزی مطلوب ذاتی است... هرچه بیشتر بهتر... فرهنگ غنی، شعور و آگاهی بیشتر را مسلما همراه دارد... مهارت در زندگی را همراه دارد... حتا اگر به إشتغال منتهی نگردد... دانشجو و متعلّم (به معنای واقعی کلمه) با نگاه به خود، از وجود خود و آنچه که اندوخته است لذت می‌برد.
گرفتن دانشجو بیش از حد! شخصا معتقدم در تمام دانشگاه ها بجز دانشگاهای دولتی (البته نه همه آنها) باید بسته شود. این همه دانشجو میخواهیم چکار؟
بی اهمیتی به علوم انسانی مانند اقتصاد و مدیریت و جامعه شناسی و...
عدم تطابق دروس و علوم با نیازهای کشور
اینکه دانشجو مقاله بنویسد و مجبور باشد اسم استاد راهنما و مشاور خود را هم در آن قید کند، و از همه بدتر اینکه استاد راهنما را به عنوان نویسنده مسوول معرفی کند.
ممنون آقای نوروزی از وقتی که گذاشتید من نمیونستم محدودیت نوشتن داره این بخش
- عدم إعتنای متقابل به علوم إنسانی (به میزانی که برای علوم دیگر می‌شود) و ناگفته پیداست که علوم إنسانی نقشی بی‌بدیل در فرهنگ و تمدن سازی دارد. بنابر فرمایش مقام رهبری؛ فرهنگ همانند هوایی است که إنسان در آن تنفس می‌کند.
- عدم إیجاد رابطه‌ی معنوی و پدرانه بین استاد و شاگرد (که این مهم با فرهنگ ایرانی إسلامی کشورمان بسیار سازگار و مفید فایده است). (إدامه در کامنت بعدی)
- متمرکز نبودن و یکنواخت نبودن و هماهنگ نبودن برنامه‌های علمی دانشگاه‌ها. به اینکه مثلا یک اتاق فکر عالی جهت تدوین برنامه و افق علمی کشور وجود ندارد. - تزریق یأس و ناامیدی در بین دانشجویان جهت مهاجرت. (إدامه در کامنت بعدی)
- پویا نبودن دانشگاه‌ها و اینکه در برابر جامعه‌ی جهانی إبتکار عمل ندارند. به قول استاد گلشنی (استاد إخراجی دانشگاه شریف)؛ دانشگاه‌های ایران کارخانه‌ی تولید مقالات برای ژورنالهای خارجی شده است که به هیچوجه ملاک ارزشیابی علمی نمی‌باشد. (إدامه در کامنت بعدی)
سلام - عدم حضور و إیفای نقش مؤثر أساتید برجسته، در پرورش و نگرش عقلایی بین آحاد مردم. - عدم ورود مؤثر جامعه‌ی علمی دانشگاهی در مشکلات کشور (مثلا إقتصاد و صنعت و مسآئل فرهنگی و إجتماعی)، ألبته به شرطی که "مدیران سفارشی" جایی برای آنان باز کنند. (إدامه در کامنت بعدی)
اینجا محدودیت در نگارش هست. در دانشنامه سؤال خود را درج نمایید.