کارشناسی ارشد
تاریخ علم - نجوم در جهان اسلام
دانشگاه تهران

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‌کند، بلبل شوقم هوای نغمه‌خوانی می‌کند. طفل بودم، دزدکی پیر و علیلم ساختند، آنچه گردون می‌کند با ما نهانی می‌کند. ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز، چشم پروین همچنان چشمک‌پرانی می‌کند. #استاد_شهریار تقدیم به شما که بهترین هستید. https://www.aparat.com/v/IOFGp

دوستان یه سؤال می‌خوام طرح کنم... با جایزه ألبته. به نظر شما در هفته‌ی بعد چه إتفاقی خواهد افتاد؟ پیش‌بینی شما چیه؟ موضوعش مهم نیست ... با توجه به إطلاعاتی که در رشته‌ی خودتون (و یا حتا غیر رشته‌ی خودتون) دارید، پیش‌بینی می‌کنید هفته‌ی بعد چی می‌شه و یا إنتظار چی رو دارید؟ ...

قرآن کریم - به خاطر فقر، إزدواج را تأخیر نیاندازید، خداوند بی‌نیازتان می‌کند ... إن کُنتُم فُقَرآءَ یُغنِهُمُ أللهُ مِن فَضلِهِ ... - ما إبتدآء به فرزندان روزی می‌دهیم و سپس (به برکت آنها) به شما ... نَحنُ نَرزُقُهُم و إیّاکُم ...

عرض کردم؛ آقا! من عجول و بی‌صبرم و حوصله‌ی معطلی ندارم ... عصاره‌ی معارف إسلام را برایم در یک جمله بیان کنید. خنده‌ی ملیحی کرد و فرمود: با همه مهربان باش ... خلاصه‌ی‌ دین و قرآن "بسم ألله ألرحمن ألرحیم" است ... رحمان باش با همه‌ی آفریده‌های خدا و رحیم باش با دوستان خدا ... #علامه_طباطبایی

سی نفر بودیم که مخفی شده بودیم مادر و کودک همراهمان گرسنه بودند نوزاد گریه می‌کرد و شیری نبود دشمن نزدیکتر می‌شد فرمانده تصمیمی گرفت ولی کسی قبول نکرد به مادر بگوید، مادر خودش حدس زد، قنداق را در آب فرو برد. کودک دیگر گریه نمی‌کرد. دیگر در چشمان مادر نمی‌توانستیم نگاه کنیم ... #آلکساندرونا_آلکسیویچ

#کاندولیزا_رایس در دوران دانشگاه دختری به من گفت؛ خواهش می‌کنم کمی از وقتت را به من بده، ۲۰ دلار هم می‌دهم. برای من پول زیادی بود، قبول کردم. من را پیش نامزدش برد و به پسر گفت؛ "بفرما، آوردم". پسر به من نگاهی کرد و به دختر گفت؛ حالا باید با هم صحبت کنیم ... و دختر به من گفت؛ ممنون، می‌توانی بروی ...