بزرگترین مشکل جامعه دانشگاهیان کشور

به نظر دوستان مهم ترین مشکل حال حاضر جامعه دانشگاهیان کشور در  چیست؟

دانشگاه

مشکل مقاله نویسی

اینکه دانشجو زحمت بکشد و مقاله بنویسد و نام استاد راهنما و مشاور را هم کنار اسم خودش بنویسد، استاد راهنما هیچ زحمتی نمی‌کشد اما از گرنت مقاله و درجه علمی برخوردار می‌شود، دانشجو حس بردگی می‌کند در دوران تحصیل، این چه جامعه علمی و دانشگاهی است؟ 


7

اسم اعظم خداوند نان است. تا زمانی که برای دانشجو شغل ایجاد نشود. تحصیل  بی اهمیت و صرفا فقط مدرک گرفتن و قاب کردن روی دیوار است. شغل خوب ایجاد کننده ی پژوهش بیشتر و انگیزه بالاتری به همراه دارد. دانشجوها انگیزه ی کافی برای پژوهش بیشتر ندارند و صرفا فقط مدرک گرفتن است.  


2

علم و سوادآموزی مطلوب ذاتی است... هرچه بیشتر بهتر... فرهنگ غنی، شعور و آگاهی بیشتر را مسلما همراه دارد... مهارت در زندگی را همراه دارد... حتا اگر به إشتغال منتهی نگردد... دانشجو و متعلّم (به معنای واقعی کلمه) با نگاه به خود، از وجود خود و آنچه که اندوخته است لذت می‌برد.


0

سلام - عدم حضور و إیفای نقش مؤثر أساتید برجسته، در پرورش و نگرش عقلایی بین آحاد مردم.

- عدم ورود مؤثر جامعه‌ی علمی دانشگاهی در مشکلات کشور (مثلا إقتصاد و صنعت و مسآئل فرهنگی و إجتماعی)، ألبته به شرطی که "مدیران سفارشی" جایی برای آنان باز کنند.

- پویا نبودن دانشگاه‌ها و اینکه در برابر جامعه‌ی جهانی إبتکار عمل ندارند. به قول استاد گلشنی (استاد إخراجی دانشگاه شریف)؛ دانشگاه‌های ایران کارخانه‌ی تولید مقالات برای ژورنالهای خارجی شده است که به هیچوجه ملاک ارزشیابی علمی نمی‌باشد.

- متمرکز نبودن و یکنواخت نبودن و هماهنگ نبودن برنامه‌های علمی دانشگاه‌ها. به اینکه مثلا یک اتاق فکر عالی جهت تدوین برنامه و افق علمی کشور وجود ندارد.

- تزریق یأس و ناامیدی در بین دانشجویان جهت مهاجرت.

- عدم إیجاد رابطه‌ی معنوی و پدرانه بین استاد و شاگرد (که این مهم با فرهنگ ایرانی إسلامی کشورمان بسیار سازگار و مفید فایده است).

- عدم إعتنای متقابل به علوم إنسانی (به میزانی که برای علوم دیگر می‌شود) و ناگفته پیداست که علوم إنسانی نقشی بی‌بدیل در فرهنگ و تمدن سازی دارد. بنابر فرمایش مقام رهبری؛ فرهنگ همانند هوایی است که إنسان در آن تنفس می‌کند.

 

 


2

خانم دکتر صالح،

سلام و إحترام...

- اینکه فرمودید "إسم أعظم خداوند نان است" کمی غریب است. إحتمالا منظور شریفتان أهمیت إقتصاد در خانواده است.

- دوم اینکه (با توجه با اینکه من آخوند حکومتی و سیاسی نیستم که خدای ناکرده حرفهایم جهت دار باشد) چرا باید برای هر دانشجویی یک شغل تعریف شده باشد؟ واقعن إمکان دارد و معقول است که سالیانه مثلا 500 هزار دانشجو و 500 هزار شغل إیجاد شود؟ شما از خواندن کتاب علمی یا رمان در منزل لذت نمی‌برید؟ آیا برای مطالعه‌ی شخصی شما باید جایگاه شغلی تعریف گردد؟ به همین قیاس در سطح کلان دانشگاه و کشور نگاه بیاندازید. به نظرم نسبت و تلازمی بین علم‌آموزی و إشتغال وجود ندارد. آیا إنسان فقیر مأمور به علم‌آموزی نیست؟ یا فقط إنسانهای پولدار موظف هستند؟ و یا برعکس؟ برای هر دو طبقه فرض و لازم است. به نظرم إشتغال وابسته به مهارت فردی است (که باید هویدا کردد و پیشرفت شود)، ولی علم‌آموزی فقط و فقط یک فضل می‌باشد که بدون آن نیز إشتغال ممکن است.


1

سلام، قدیمی بودن علم استاد و بی حالی دانشجو


4

با سلام ، به نظرم مشکل علاوه بر فاصله بین صنعت و دانشگاه ، کم توجهی به علوم انسانی (که مبانی فرهنگی و فکری یه جامعه رو طراحی میکنند) هم هست چون علوم انسانی کمتر به طور مستقیم در صنعت دستی دارن و به نحوی دیگر در جامعه اثر گذار هستند فعالیت میکنند . به طور کلی یک گپ ( بیشتر فکری ) بین خروجی دانشگاه ها و مراکز آموزشی، و تصمیم گیرندگان و عاملین کشور وجود داره.


2

سلام : تعامل استاد و دانشجو و همکاری علمی در سطوح علم کشورهای پیشرفته دنیا .


1

از مشکلات جامعه‌ی دانشگاهی؛

بحث سهمیه‌ها است، منجمله اینکه ‏قطعا فرزندان شهدا باید مورد توجه و حمایت قرار بگیرند و قطعا راه آن سهمیه‌ی دانشگاه نیست. همانطور که سهمیه‌ی فرزندان اساتید دانشگاه هیچ وجاهتی ندارد... اگر پدری در دانشگاهی درجه یک استاد باشد و فرزندش در دانشگاهی دست چندم و نازل قبول شود، می‌تواند بدون چک و چانه به دانشگاه درجه‌ی یک مشرف شود...

از عجایب آموزش عالی کشورمان این است که "دیوان عدالت إداری" در چند نوبت و در چندین سال متوالی حکم به إبطال این مصوبه داده است أما ظاهرا ترکتازی و یکه‌تازی مدیران آموزش عالی، پیشروتر از قانونمداری در این حوزه است...

#چهل_سالگی_انقلاب

#عدالت_آموزشی


1

از همه عزیزانی که وقت گذاشتند و پاسخ دادند سپاسگذارم
همه عزیزان تقریبا به نکات درستی اشاره کرده اند و این دلایل مجموعا منجر به فضای کنونی کشور میشود(البته به علاوه چند بخش دیگر که بنده مد نظرم هست)
ولی به نظرم دلیل اصلی در جواب آقایان صلواتی پور و آن بخش بی حالی آقای طالش رمضانی

البته به دیگر دوستان توهین نشه به نظر بنده این ها اهم مشکلات جامعه دانشگاهیست که از چند چیز ناشی میشود.
1.اینکه خیلی از دانشجویان بی هدف پا در دانشگاه میگذارند و یا مشاورین اطلاعات غلطی به خودر دانشجو داده اند که دانشجو پس از ورود با تناقضی دچار میشود که در انگیزه او دچار اختلال میکند

2.هدف از تاسیس دانشگاه و ارتباط آن با اجتماع و فرهنگ در هم تنیده ما که اینها به طور قطع بر پیکره افکار دانشجو یا هر انسانی اثراتی میگذارد که باعث تداخلات و اصطحکاک های متعدد در بخش های مختلف نه تنها دانشگاه که کشور شده است همانطور که آقای  صلواتی پور اشاره کردند.(مربوط به واردات علم تکنولوژی و در کل ایدئولوژی از کشور های بیگانه و عدم اطلاع از هدف آن ها و ترکیب با فرهنگ و سبک زندگی ایرانی اسلامی و ...*بحث مفصل است*)

3.نا امیدی اساتید و تزریق این نا امیدی و بی حوصلگی به دانشجویان، من به عنوان دانشجوی دانشگاه برتر  ایران متاسفانه در این چند ساله با این اساتید برخورد هایی داشته ام
البته کم نیستند اساتید جوان و مصمم که بر عکس عمل میکنند لکن در فضای فعلی که همه چیز و همه کس چه از داخل و چه از خارج آیه یاس میخوانند از اساتید که پایه های آموزشی فضای آموزشی کشور هستند این انتظار نمیرود.

که البته این قضیه بسیار تاثیر پذیر از فضایی فکری است که دانشجو در آن تنفس میکند


1

با سلام واحترام، مشکلات و معضلات متعدد است. یکی از اساسی ترین مشکل دانشگاه ها در حال حاضر، تاکید سیستم های آموزشی بر تئوری و ارزشیابی دانشجویان بطور عمده بر مبنای محفوظات است. هنوز در نظام آموزش عالی، کسب مهارت، کسب دانش فنی و توجه به خلاقیت ها و کارآفرینی و ایده پردازی جایگاه تعریف شده ای ندارد. هنوز رشته های تحصیلی در دانشگاه ها، بدون ارتباط با صنعت و بدون در نظر گرفتن نیاز جامعه و صنایع و تربیت نیروی متخصص برای رفع نیاز صنایع و مراکز تولیدی در تمامی زمینه ها به کار خود ادامه می دهند! 


2

عدم وجود شغل مناسب برای دانشجو. در صورتی که در جوامع دیگر شغل فرد دانشجو بعد از فارغ التحصیلی تضمین است.


2

عدم وجود ارتباط قوی بین صنعت و دانشگاه و همچنین ناتوان بودن دانشگاه در اشتغال دانشجویان


2

جواب کلی نمیشه داد واقعا


0

خیلی سخته توضیحش


0

ولی هر چی که هست باید ساخت 


0

چاره ای نیست

 


0

چرا باید ساخت؟ تعجب می کنم قشر تحصیل کرده که نباید بگوید باید ساخت. باید تحول ایجاد کرد. باید اندیشید. باید چاره ای بجوییم. باید انسان بود. 


2

مشکلات زیاد اما قابل حل هست

بومی سازی و نیازسنجی پروژهای تعریفی


1

نبود امکانات. نبود اعتماد به جوانان.


2

يكي از مهمترين اين مشكلات نبود زير ساخت هاي لازم براي ارتباط دانشجويان با صنعت هست


1

دوستان شغل از همه ی موارد مهم تر است. با احترام به همه  ی دوستان منجمله دوستانی که از نظر بنده راضی نبودند. اما شغل لازمه ی حرکت رو به جلو است. شغل و آینده دو کلمه ی جدا نشدنی هستند. دوستانی که فکر می کنند نظر من درست است. بسم الله. بیایید چاره ای بجوییم‌. 


2

مشکلات متعددی وجود دارد. در جوانب مختلف


0

یکی از موارد همین موضوع وجود موسسات بسیار زیاد در هر شهر و پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی هست. در حالی که دارای حداقل کیفیت اموزشی هم نیستند


1

پیدا کردن شغل مرتبط با رشته پس از فارغ التحصیلی


1

مشکل اساسی: کاهش سطح کمی و کیفی دانشگاه ها و مدرک محور بودن بجای مهارت محوری . 

که در این موضوع هم دانشجو مقصر است و هم استاد و هم دانشگاه . حجم انبوه پایان نامه ها ، کمبود استاد راهنما در دوره های ارشد و دکتری ، کاهش انگیزه دانشجویان به دلیل دغدغه های شغلی پس از فارغ التحصیلی، عدم مباحثه های علمی اثر بخش، عدم مهارت پروری به طوری که دانشجو پس از صرف ساعت ها مطالعه و رفتن به کلاس در زمینه بکارگیری دانش خود به مشکل بر می خورد(به عنوان نمونه برخی از فارغ التحصیلان کارشناسی رشته حسابداری با معدل بالا در صدور سند حسابداری و یا محاسبه حقوق و دستمزد به صورت دستی با چالش هایی روبرو هستند!) ، عدم حذف جمله : خسته نباشید از طرف دنشجویان در کلاس ها به دلایل مختلف ، کمبود فرصت مطالعاتی و مهمتر اینکه جزوه محور شدن به جای کتاب محور شدن ! 


2

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخوَرد و دیگر آن که آموخت و نکرد.

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند

چارپاپی بر او کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و خبر

که بر او هیزم است یا دفتر

سعدی(گلستان، باب هشتم، درآداب صحبت)


0

سلام

به طور کلی تعامل هرچه بیشتر دانشجو با اساتید و دانشگاه

موفق باشید


0

مشکل مقاله نویسی

اینکه دانشجو زحمت بکشد و مقاله بنویسد و نام استاد راهنما و مشاور را هم کنار اسم خودش بنویسد، استاد راهنما هیچ زحمتی نمی‌کشد اما از گرنت مقاله و درجه علمی برخوردار می‌شود، دانشجو حس بردگی می‌کند در دوران تحصیل، این چه جامعه علمی و دانشگاهی است؟ 


0

سلام، قدیمی بودن علم استاد و بی حالی دانشجو

 


0

عدم آموزش درست


0

البته جمع کردن رزومه هم هستش


0

مشکلات متعددی وجود دارد


0

سیستم قدیمیه واقعا.باید کاری کرد


0

دانشگاه شده مکان یادگیری تئوری ودر عمل صاحبان کار رضایتی از این امر ندارن چون قابل اجرا و عملیاتی نیست


0

  • عدم برخورداری از معیارهای خاص دانشگاهی
  • عدم اشتغال دانش ­آموختگان و مهاجرت بخشی از آنان که توانایی بالاتری دارند.
  • عدم مهارت­ آموزی دانشجویان
  • بی ­انگیزه شدن دانشجویان و عدم توجه به کارآفرینی و ایجاد خلاقیت در دانشجو
  • افزایش کمی دانشجو به ویژه در دوره ­های تحصیلات تکمیلی بدون توجه به کیفیت
  • عدم ارتقای بینش دانشجویان نسبت به تفکر علمی و آینده ­نگری
  • عدم توجه کافی به دوره ­های فنی و حرفه­ای، کاردانی و کارشناسی مورد نیاز کشور
  • عدم توجه به نیازهای کشور از نظر تعداد و نوع افراد متخصص لازم، و رشد بی­رویه دانشگاه­ هایی که معیارهای دانشگاهی ندارند.
  • وابستگی زیاد به بودجه دولتی
  • عدم ارتباط کافی بین جامعه و دانشگاه
  • ضعف همکاری‌ های بین ­المللی
  • تمرکزگرایی و یکنواختی سیستم آموزش و پژوهش در کشور
  • عدم توجه کافی به ارتقای اخلاق علمی
  • عدم توجه دانشگاه‌ها به مسئولیت‌های اجتماعی
  • عدم توجه کافی دانشگاه‌ها به مشکلات حاد اجتماعی مثل تغییر اقلیم، بحران آب، محیط­ زیست و الگوهای سبز و کاهش آلودگی‌ها
  • عدم توجه دانشگاه‌ها به سالم ماندن انسان‌ها به ویژه سلامت اجتماعی و معنوی
  • عدم ارتباط کافی بین دانشمندان دانشگاهی و سیاستگذاران
  • عدم خلاقیت دانشگاه‌ها در اصلاح برنامه­ های آموزشی بر اساس نیازهای روز و آینده، جامع ­نگر نبودن و عدم توجه کافی به بین­ رشته ­ای
  • عدم وجود اختیارات کافی و خلاقیت در تصمیم­ گیری هیأت ­امنای دانشگاه‌ها و رؤسای دانشگاه­ ها
  • عدم توجه به امکان ثبت پتنت­ ها و استفاده معنوی و مادی از آنها
  • عدم توجه کافی به علوم نوپدید
  • سیاست ­زدگی و عدم توجه به مدیریت‌های مناسب در مقاطعی از زمان‌ها
  • ارتباط ضعیف دانشگاه با بخش‌های اقتصادی، صنعتی، اجرایی و خدماتی
  • ضعف در آموزش زبان فارسی
  • ضعف در جامع­ نگری علمی و سخت­ گیری در حفظ درز و مرزهای ایجادشده در علوم
  • گرفتار شدن در روش ­های سنتی بدون توجه کافی به تغییرات سریع در جهان و نیازها و امتیازات خاص کشور، معمولاً اصلاحات جزئی در بازنگری برنامه ­ها
  • ضعف در جذب دانش ­آموختگان ممتاز از دانشگاه‌های خوب خارج و داخل (سیستم فراخوان استخدام فعلی و شرایط حاکم، جذب­ کننده نیست)
  • جهت ­گیری پژوهش برای آموزش و مقاله و غلبه پژوهش‌ های پایان­ نامه­ای و رساله و عدم توجه به طرح­ های کلان و مورد نیاز برای رفع مشکلات کشور و نداشتن ساز و کارهای استفاده از علم در عمل
  • نامشخص بودن جایگاه و وضع علوم انسانی و اجتماعی در کشور


1

  • عدم برخورداری از معیارهای خاص دانشگاهی
  • عدم اشتغال دانش ­آموختگان و مهاجرت بخشی از آنان که توانایی بالاتری دارند.
  • عدم مهارت­ آموزی دانشجویان
  • بی ­انگیزه شدن دانشجویان و عدم توجه به کارآفرینی و ایجاد خلاقیت در دانشجو
  • افزایش کمی دانشجو به ویژه در دوره ­های تحصیلات تکمیلی بدون توجه به کیفیت
  • عدم ارتقای بینش دانشجویان نسبت به تفکر علمی و آینده ­نگری
  • عدم توجه کافی به دوره ­های فنی و حرفه­ای، کاردانی و کارشناسی مورد نیاز کشور
  • عدم توجه به نیازهای کشور از نظر تعداد و نوع افراد متخصص لازم، و رشد بی­رویه دانشگاه­ هایی که معیارهای دانشگاهی ندارند.
  • وابستگی زیاد به بودجه دولتی
  • عدم ارتباط کافی بین جامعه و دانشگاه
  • ضعف همکاری‌ های بین ­المللی
  • تمرکزگرایی و یکنواختی سیستم آموزش و پژوهش در کشور
  • عدم توجه کافی به ارتقای اخلاق علمی
  • عدم توجه دانشگاه‌ها به مسئولیت‌های اجتماعی
  • عدم توجه کافی دانشگاه‌ها به مشکلات حاد اجتماعی مثل تغییر اقلیم، بحران آب، محیط­ زیست و الگوهای سبز و کاهش آلودگی‌ها
  • عدم توجه دانشگاه‌ها به سالم ماندن انسان‌ها به ویژه سلامت اجتماعی و معنوی
  • عدم ارتباط کافی بین دانشمندان دانشگاهی و سیاستگذاران
  • عدم خلاقیت دانشگاه‌ها در اصلاح برنامه­ های آموزشی بر اساس نیازهای روز و آینده، جامع ­نگر نبودن و عدم توجه کافی به بین­ رشته ­ای
  • عدم وجود اختیارات کافی و خلاقیت در تصمیم­ گیری هیأت ­امنای دانشگاه‌ها و رؤسای دانشگاه­ ها
  • عدم توجه به امکان ثبت پتنت­ ها و استفاده معنوی و مادی از آنها
  • عدم توجه کافی به علوم نوپدید
  • سیاست ­زدگی و عدم توجه به مدیریت‌های مناسب در مقاطعی از زمان‌ها
  • ارتباط ضعیف دانشگاه با بخش‌های اقتصادی، صنعتی، اجرایی و خدماتی
  • ضعف در آموزش زبان فارسی
  • ضعف در جامع­ نگری علمی و سخت­ گیری در حفظ درز و مرزهای ایجادشده در علوم
  • گرفتار شدن در روش ­های سنتی بدون توجه کافی به تغییرات سریع در جهان و نیازها و امتیازات خاص کشور، معمولاً اصلاحات جزئی در بازنگری برنامه ­ها
  • ضعف در جذب دانش ­آموختگان ممتاز از دانشگاه‌های خوب خارج و داخل (سیستم فراخوان استخدام فعلی و شرایط حاکم، جذب­ کننده نیست)
  • جهت ­گیری پژوهش برای آموزش و مقاله و غلبه پژوهش‌ های پایان­ نامه­ای و رساله و عدم توجه به طرح­ های کلان و مورد نیاز برای رفع مشکلات کشور و نداشتن ساز و کارهای استفاده از علم در عمل
  • نامشخص بودن جایگاه و وضع علوم انسانی و اجتماعی در کشور


0

باز هم ممنون از همه دوستان بخاطر نظرات ولی بیشتر نظرات در مورد شغل بود که بعد از دانشگاه با اون مواجه میشیم

نمیخوام بگم بی ارتباط هستند، در اون فلسفه ای که دانشگاه ساخته شد جایگاهی برای این ارتباط دیده شده ولی آیا ما بخشی مربوط به خودمون در بدست آوردن کار مناسب رو به درستی انجام میدیم ؟

و یا تصوری که راجب آینده شغلی داریم صحیح است که الزاما باید در مکانی مشغول شویم که هم حقوق خوب و هم مزایای بالا و ... داشته باشد به نظرم این حداقل نیاز برای زنده مونده

به کسی توهین نشه که البته باید انسان حداقل نیاز هاشو برطرف کنه ولی اگه هدف از شغل پول در آوردنه که به گمونم هدف خیلی از دوستانی که راجب شغل نوشتن همینه،توصیه میکنم راه های جدیدی پول در آوردن و مهارت های شغلی رو آموزش ببینید تا متوجه بشید که دنیای امروز از جهت پول در آوردن دنیایی متفاوت است از دنیای گذشته که همه دنبال شغلی کارمندی با حقوق ثابت باشند.

البته من تمام محدود کننده های محیطی،خانوادگی،اجتماعی،فرهنگی و .... رو قبول دارم ولی در دنیای امروز به نظر برای گذران زندگی اصلا نیازی به شغل های معمول با درآمد های ثابت نیست

بلکه با شناخت راه های جدید میشه به این هدف رسید و با در نظر گرفتن این نکته هدف از علم اندوزی و دانشگاه دیگر از انجام کار های روز مره در فلان کارخانه یا اداره یا شرکت خارج شده و به علمی پویا و بروز تبدیل خواهد شد به امید آن روز

باز هم اگر دوستان نظر متفاوتی دارند صمیمانه استقبال میکنم ممنون

 

 


0

جدا بودن دانشگاه از صنعت.


0

 در یک جمله بیکاری بعد از فارغ التحصیلی 


0

با سواد بار نمیاییم حقیقتا


0

با سواد بار نمیاییم حقیقتا


0

با سواد بار نمیاییم حقیقتا


0

با عرض سلام و احترام

 

نخستین مشکل عدم ارتباط در حد معقول آموزش عالی با بدنه جامعه از هر قشری است و از سوی دیگر مدرک گرایی در جامعه اهمیت زیادی پیدا کرد و عناوین دانشگاهی تبدیل به ارزش شدند و در نتیجه خود آموزش عالی تبدیل به کالا شد درحالیکه محصول آموزش عالی که کسب یک مهارت است باید کالا می بود تا وقتی یک نفر فارغ التحصیل می شد، صنایع برای استخدام او مسابقه می گذاشتند و در چنین شرایطی، دانشجویان حاضر بودند پول تحصیل در دانشگاه را پرداخت کنند.


0

ارائه مدرک صرف بدون مهارت آموزی، معضل بزرگ دانشگاه ها است، عنوان کرد: این مشکل با توجه به اینکه اشتغال نیز اندک است، باعث حادتر شدن این وضعیت شده است و در نتیجه خصوصی سازی یک مسئله و مشکل محسوب می شود. 


0

سلام

همسو نبودن سیاست های کلان با نیازمندی ها و دغدغه های جاری این حوزه!


0

دوری از صنعت و علم روز دنیا


0

سلام 

به روز نبودن سرفصل هاي آموزشي موجود در دانشگاه با نيازهاي روز جامعه ، فاصله دانشگاه با صنعت، كم رنگ شدن ميزان اهميت كيفيت ها  در دانشگاه ها، بي انگيزه بودن دانشجويان به دليل نداشتن هدف 


0

منابع مورد استفاده دیر آپدیت میشه و دروس بیشتر جنبه ی تئوری داره تا کاربردی ..اگر در ابتدای ورود به دانشگاه محلی رو که قرار بود بعد فارغ التحصیلی مشغول بشیم رو نشونمون می دادن و تضمین می دادن رغبت و آسایش خاطر بیشتری داشتیم


0

به نام خدا

با سلام به نظر من مهمترین مشکل کنونی دانشگاهیان ایران شکاف دانشگاه و صنعت میباشد .


0

بحث اشتغال و ناامیدی بزرگترین مشکل و بحران است. 


0

با سلام

بزرگترین مشکل جامعه دانشگاهیان کشور عدم اعتماد و ارتباط صنعت با جامعه دانشگاهی و آکادمیک با یکدیگر می باشد.


0

کیفیت پایین اموزش، نگرانی دانش اموختگان نسبت به بحران کار در اینده، عدم وجود خلاقیت در اموزش


0

عمده مشکل جامعه دانشگاهی ورود سخت به دانشگاه وخروج آسان می باشد ...باسرنوشتی نامعلوم


0

سلام سوال کلی است ولی بزرگترین مشکل در استفاده بهینه از جامعه دانشگاهی و متخصصین است. به تبع آن مشکل شغل و درآمد نیز حل خواهد شد. 


0
برای ارسال پاسخ شوید.