ضرورتا نه ولی در جامعه امروز که دسترسی به اطلاعات در دسترس همه و آسان بدست میاد و عدم ادراک در مورد موضوعات و عدم حوصله برای تحقیق بیشتر و تکمیل مطالعه بیش از حد وجود دارد احتمال دارد افرادی در دفتع از این فرضیه دلایل نه چندان قانع کننده داشته باشند. 

دین همیشه از علم جلوتر بوده البته دین صحیح اسلامی 

به نام خدا

سلام

سئوالتان را واضح تر بپرسید

بین کدام دین و علم

اگر دین تحریف شود قطعا در تضاد است . در غیر این صورت لازمه هم میباشند و تضادی در کار نیست .

سوال ابهام دارد . ولی هیچکدام در تضاد هم نیستند . 

سلام
دوستانی که میکن سوال ابهام دارد و سوال کامل نیست 
منظورم اینکه مثلا در روایات داریم زلزله به خاطر گناهان مردم اتفاق می افتد از طرفی علم ثابت کرده که زلزله بخاطر یک سری فعل و انفعالات طبیعی و تدریجی یا دفعی زمین اتفاق می افتد اینجا نباید توهم تعارض پیش آید و گفته شود: بالاخره زلزله بخاطر گناهان مردم اتفاق می افتد؟ و یا ربطی به آن ندارد و فقط به خاطر فعل و انفعالات درون زمین است؟
الان علم در مقابل دین هس؟

سلام

علم و دین در تضاد نیستند. چرا که هردو ریشه الهی دارند و مکمل هم خواهند  بود‌ .

در خیلی مسائل دین به کمک علم آمده و همچنین علم مکمل دین بوده است.

 

علم و دین هر دو ریشه در واقعیات پیش روی ما دارند و هردو کامل کننده همدیگه هستند .

و موازی هم قرار دارند، ولی کسانی که در این زمینه ها صاحب نظر و تصمیم گیرنده هستن اکثرا یا از روی عمد و یا سهوا و حفظ منافع شخصی خود و یا اطرافیانشان باعث به باد دادن یکی از این دو میشوند و یکی را بی ارزش و دیگری را ارزشمند یکنند

سؤال دقیق نیست...

خیلیییی کلی هست و دایره‌ی شمول زیادی دارد...

پاسخ به این کلی، مثنوی هفتاد من کاغذ است که در اینجا جای طرحش نیست...

أولا علم چیست؟

دوم، کدام علم؟

سوم، آیا حکمت را هم شامل است؟

چهارم، آیا دانش را هم شامل است؟

پنجم، آیا فلسفه به أقسام آن مثل "تدبیر منزل" را هم شامل می‌شود؟

ششم، دین چیست؟

هفتم، آیا أدیان إلهی مورد سؤال است یا غیر إلهی؟

هشتم، آیا بی‌دینی یا لامذهبی هم در مورد سؤال مفروض است؟

نهم، آیا مکاتیب إلحادی نیز مفروض است؟

دهم، آیا آتئیسم در مورد سؤال، دین شمرده شده است؟

یازدهم، آیا أساسا تلازمی بین علم و دین وجود دارد؟

دوازدهم، تلازم بین علم و دین را ظاهرا در نزد خود ثابت شده فرض کرده‌اید (که این هم محل إشکال است).

سیزدهم، منظور از تضاد چیست؟

چهاردهم، آیا تضاد به معنای "تباین کلی" مورد سؤال است؟

پانزدهم، آیا "إختلاف" نیز مورد سؤال است؟

شانزدهم، نتیجه‌ی ثبوت مدعا چیست؟

و ده‌ها سؤال دیگر...

 

تذکر؛

خانم آهنگر، "فلسفه‌ی علم" پاسخگوی سؤال فوق است که "فلسفه‌ی وجود" نیز در آن بحث می‌شود.

و نیز "علم دینی" از مباحث و موضوعات کلامی جدید می‌باشد که از إختراعات دانشمندان قرن أخیر است. تا به حدی که حتا قرآن کریم را نیز به عنوان منبع و رفرنس قابل إرجاع نمی‌شناسند.

موفق باشید.

اگر تو هرکدوم خشک و سفت و سخت و نگاه افراطی نداشته باشیم نه

همان گونه که دوستان اشاره نمودند سوال کلی و مبهم می باشد
باید دید منظور از علم چیست؟ و منظور از دین به صورت دقیق به چه معناست
اگر منظور از دین خرافات می باشد قطعا تعارض دارد اما بسیاری از موازین دینی مغایرتی با علم ندارد

دین و علم با هم در تضا نیستند ْ اگر نوع علم و اینکه کدام دین را مشخص می کردید پاسخ دادن به سوال دقیق تر و راحت تر بود

 

آقای رحیم‌نیا...

فرموده‌اید "بسیاری از موازین دینی مغایرتی با علم ندارد"...

لطف آیه‌ی شریفه‌ی زیر را که از مسلّمات دین ما هست توضیح و توجیه و تبیین بفرمایید:

إقتَرَبَت ألساعَةُ و إنشَقَّ ألقَمَرُ (قیامت نزدیک شد و ماه به دو پاره تقسیم شد).

توضیح اینکه آیه‌ی فوق بعد از معجزه‌ی رسول أکرم صلی ألله علیه و آله در دوپاره نمودن کره‌ی ماه نازل شده است...

و بسیاری از معجزات و کارهای خارق‌ألعاده‌ای که سراغ داریم. همانند شکافتن دریا برای موسی و زنده کردن مردگان توسط عیسی و تبدیل عصا به مار برای موسی وگلستان شدن آتش برای إبراهیم و موارد دیگر...

شهید مطهری گفتن علم و ایمان با هم؛ یعنی این دو باید در کنار هم باشد تا قدرت ملی ایجاد شود تا در خرمت یک ملت قرار بگیرد.

سلام 

مقصد علم و دين كنار زدن حجاب ها و شناخت ناشناخته ها مي باشد. علم از طريق شناخت و دين از طريق فهم. به نظر بنده نه تنها تضادي وجود ندارد بلكه مكمل يكديگر نيز هستند 

در تضاد نیستند، اما تا به امروز تاریخ نشون داده که هیچ دینی برای بشریت مفید نبوده و دستاوردی در راستای پیشرفت آن نداشته بلکه دین و تفکرات دینی همیشه سعی در راکد نگهداشتن انسان ها و پایبند بودن به سنت ها و عقاید کهنه بوده است

با سلام.

بستگی دارد ما چه تعریف و نگاهی از دین و علم داشته باشیم. 

ضرورتا نه با هم تضاد داند نه تعامل. 

ضرورتا باید تعامل داشته باشند...

إمام صادق علیه ألسلام:

هر آنچه را که دین به آن أمر می‌کند، عقل نیز به آن أمر می‌کند...

و هر آنچه را که عقل به آن أمر می‌کند، دین نیز به آن أمر می‌کند...

کُلَّما حَکَمَ بِه ألشَرعُ حَکَمَ بِه ألعَقلُ

و کُلَّما حَکَمَ بِه ألعَقلِ حَکَمَ بِه ألشرعُ...

با سلام

علم و دین این دو در تضاد نیستند در خصوص مثالی که زده شد درست است که از نظر علمی زلزله به واسطه تغییرات پوسته و جبه زمین رخ می‌دهد اما دین از آغاز هبوط حضرت آدم که به انسانها تعلیم داده شده بر اساس دانش بشر از آن زمان تا خاتم پیامبران حضرت محمد ص مطالب و اتفاقات بیان شده. درست است که عذاب های الهی بر اثر گناهان بشر در فواصل زمانی و در تاریخ بشری بیان شده و به ما بصورت داستان رسیده و گوشزد شده. اما طبق تجربه دینی ثابت شده که انسان‌ها با اعمال و رفتار خود روی زمین و محیط پیرامون خود تغییراتی بوجود می آورند. مثلا در بعضی مکان‌ها که حضور پیدا می‌کنیم نوعی انرژی مثبت و یا منفی دریافت میکنیم که حاصل و نتیجه همان رفتارها و اعمال انسانهای قبل در آن مکان بوده. مثلا در یک خانه که وارد می شویم احساس خفگی یا سنگینی میکنیم و تمایلی نداریم که در آن مکان بمانیم و برعکس در یک خانه به محض وارد شدن احساس آرامش زیادی نموده و به اصطلاح حال سبک بالی به ما می‌دهد. هر چه اعمال نیک و در راستای دین و سفارشات خداوند به بندگان باشد و اعمال خیر بیشتر باشد آن مکان و زمین و خانه جایی خوش یمن و آرامش بخش  و سبک هست و بلعکس اگر در آن مکان اعمال مخالف دین و اخلاق انجام داده شود و در کل اعمال شر انجام شود تاثیر بر آن مکان می‌گذارد و اشخاص به محض ورود احساس بدی دارند و می‌خواهند از آن مکان دور شوند. زلزله نیز یکی از عذاب‌های الهی هست که بر اثر گناهان ما انسانها رخ می‌دهد و این در زمانی اتفاق می‌افتد که اعمال نادرست ما بسیار زیاد باشد و تاثیرات منفی بر روی زمین بیشتر از تاثیرات انرژی مثبت باشد. این اتفاقات ماورائی هستند. از نظر روشنفکران دینی شاید این مسئله رد شود. اگر از پدران و مادران بپرسید از گذشتگان و نیاکان موضوعاتی مطرح شده که مثلا زمین جنازه شخص گناه کاری را قبول نکرده. پس از دفن میت روز بعد جنازه روی زمین و خارج از قبر مشاهده شده شاید از نظر علمی غیر قابل باور باشد اما اتفاق افتاده است. هر چه جنازه را درون خاک گذاشته اند فردای آن روز مجدد جنازه را خارج از قبر یافته اند تا زمانی که این مسئله به گوش عالم فقیهی رسیده که برای رفع این مشکل او ابتدا داخل قبر خوابیده و زمین و خاک را قسم داده تا روز قیامت آن میت را در خود به امانت نگه دارد و زمین جنازه را پذیرفته است. 

خیر  به نظرم مکمل هم هستند

خیر

در جایی علم با دین و در دیگر دین با علم کامل میشه

خیر

در جایی علم با دین و در دیگر دین با علم کامل میشه

بنطر من دین از علم جلو تر است چون ما هنوز که هنوز است با گذشت این همه سال از نزول قران قادر نشده ایم خیلی از نوشته های قران را تشریح و به حقایق انها پی ببریم

خیر 

مکمل و کامل کننده هم هستند تا انسان ها به شکوفایی و رشد و کمال خود برسند

با سلام

علم و دین در خصوص تامین نیازهای جسمی و روحی انسان در کنار هم مکمل یکدیگرند 

داشتم نظرات رو میخوندم

وا شگفتا

ممنون از دوستان که کامنت های قشنگ و گل و بلبل خودشون رو دادن.

ولی فکر میکنم در یک محیط علمی دوستان میبایست تعریف حداقلی از علم رو داشته باشند؟؟؟!!!؟؟؟

بدون توجه به این که نظرشون در مورد این کامنت چیه

من تعریف دیوید هیوم رو از علم به عنوان یه دانشگاهی میتونم قبول داشته باشم.

که البته تنش تو گور لرزید وقتی دوستان دانشگاهی میگن زلزله در اثر گناهان آدمیان است.

با تشکر از دوستان

سلام 

اگر قبول نداشته باشید که به واسطه گناهان ما زلزله و بلایا به زمین و به اذن خداوند متعال هست و کلا عوامل طبیعی زمین خود به خودی اتفاق می‌افتد به نظر بنده جانب دادور نظر شما هم نظر با مادی گرایان هستش و وجود خداوند و قدرتش را در نظر نمی گیرید. درصورتی که خالق مطلق زمین خداوند متعال هست و هر اتفاقی در این عالم و جهان هستی اتفاق می افتد بدون علل و سبب نیست و هدف خلقت زیر سوال می رود

سلام 

اگر قبول نداشته باشید که به واسطه گناهان ما زلزله و بلایا به زمین و به اذن خداوند متعال هست و کلا عوامل طبیعی زمین خود به خودی اتفاق می‌افتد به نظر بنده جانب دادور نظر شما هم نظر با مادی گرایان هستش و وجود خداوند و قدرتش را در نظر نمی گیرید. درصورتی که خالق مطلق زمین خداوند متعال هست و هر اتفاقی در این عالم و جهان هستی اتفاق می افتد بدون علل و سبب نیست و هدف خلقت زیر سوال می رود

استدلال بر اساس عوامل طبیعی به منزله ی نادیده گرفتن خدا نیست و به نظرم این دو کاملا با هم متفاوتند. اگر اینگونه باشه پس اراده کجا قرار می گیره. نگاه شما بیشتر مبتنی جبرگرایی و تقدیرگرایی است. 

 سلام

در خصوص اراده‌ :

خداوند به انسان اراده داده اما اراده مطلق نداده درخصوص اراده انسان این مثال به نظرم مسئله قابل قبول تر باشد. اراده ای که ما داریم و خداوند به ما قدرت و اختیاری که داده درست مثل مادری که فرزند خردسالش را در یک اتاق تنها می‌گذاره و عوامل خطرساز و مضر برای کودکش را از آن محیط خارج نموده و کودک علم به این موضوع ندارد و آزادانه و با اختیار خودش در تمام زوایای اتاق حرکت می‌کند و به همه وسایل دست می‌زند و بازی می‌کند و در عالم خود فکر میکنه بدون کنترل مادر و آزادانه هر کاری دوست دارد با اختیار و اراده خودش انجام می‌دهد. حال خداوند متعال نیز عوامل مضر برای مارا از ما دور نگه داشته اما این ما هستیم که با هوش و کنجکاوی خودمان به سراغ عوامل خطر ساز می رویم. خداوند هیچگاه برای بشر شر نیافریده و هر جا شرّی هست حاصل عدم خیر هستش. عوامل طبیعی زمین و کل جهان هیچکدام بدون اذن و اراده خداوند و خود بخودی صورت نمی‌گیرد. خالق مطلق خداوند است. در بحث اراده مباحث بسیاری وجود دارد که از حوصله جمع خارج هستش 

برای ارسال پاسخ شوید.