آفرینش و حیات بشری قبل از آدم و حوا

سلام دوستان عزیز

از نظر قرآن انسان با خلقت آدم و حوا به وجود آمد ، در واقع آنها اشرف مخلوقات بودند و مخلوقات قبلی ارزش آدم و حوا را نداشتند ،علامه طباطبایی میگه بشر اولیه 7000 سال قبل از میلاد از گل به وجود آمد و شروع به اهلی کردن حیوان و گیاه کرد اگه آدم وحوا از گل آفریده شدند ، مردم قبلی چجوری آفریده شدند ؟

اگه این درسته ، پس شواهد باستان شناسی که نشون میده انسانهای ماقبل تاریخ قبل از این هفت هزار سال که تکنیک ساخت ابزارسنگی  را میدانستند و حتی با وجود زندگی غارنشینی از هنر، فرهنگ خاص و مهارت پزشکی برخوردار بودند،  پس این انسانها چی هستند ؟ چون اگه عقل و درک نداشتند نمیتونستند این کارهارو بکنند.

این درسته که برای بقا لازم بود توانایی هایی داشته باشند و این عقل با آفرینش انسان بدست آمد . میمون الان نسبت به حیوانات دیگه باهوشتره ولی سؤال من در مورد انسانه قبل از آفرینش در هفت هزار سال پیش، و اینکه چرا خدا تو قرآن زمان آفرینشو با آدم و حوا سنجیده ؟

خلقت بشر آدم و حوا آفرینش انسان

یه اصلی توی ژنتیک هست به نام اصل داروین. بیشتر اساس کار ژنتیک برروی این اصل بنا شده. پیشنهاد میکنم که مطالعه کنید. جواب سوالتون رو مطمئنا میگیرید.


1

نحوه خلقت آدمی‌در نظرگاه اسلامی، نوع انسان دو گونه آفرینش داشته است:یکی آفرینش از گِل و بدون پدر و مادر. این گونه آفرینش ویژه آدم (علیه‌السلام) و حوّا است که خداوند آنان را از گِل آفرید. این گونه از آفرینش، تنها یک بار رخ داده است.دوم، آفرینش از یک پدر و یک مادر که نسل انسان پس از آدم (علیه‌السلام) و حوّا را شامل می‌شود. همه انسان‌ها از نسل آدم (علیه‌السلام) و حوّایند که بر اثر ازدواج یک مرد و یک زن پدید آمده‌اند.گونه دوم از آفرینش همواره ادامه دارد و یکی از نشانه‌های نعمت‌های الهی و از پایه‌های تکامل بشر است


1

در مواجهه با ادیان و متون دینی، اعم از الهی و غیرالهی (البته در اینجا بیشتر ادیان ابراهیمی و مخصوصاً اسلام مدنظر است)، باید دو نکته مهم را دانست: زبان و جهانشناسی (ontology) آنها.

1- زبان آنها: زبانی است تمثیلی و تأویلی (برای علت آن موارد مختلفی آورده شده؛ از جمله بلاغت بالای آن، ابهام تعمّدانه و... که اینجا مورد بحث نیست) و در نتیجه غیرمنطقی (illogical / غیرقابل سنجش با علم منطق) و غیرعلمی (unscientific / غیرقابل بررسی با علم به معنای امروزین و گزاره ها و اعتقادات پایه و بنیادین آن). در نتیجه مواجهه هایی که از منظر علمی یا منطقی با متونی چون قرآن میشود، با بدفهمی و تناقض روبرو میگردد؛ برای مثال در آیه ای میخوانیم: {هو الأوّل والآخِر} (الحدید/ 3)، منطقاً محال است که چیزی هم اول چیزی دیگر باشد و هم آخر آن (یعنی مثلاً من، در لحظه ای واحد، هم در اول اتوبان خلیج فارس باشم و هم در آخر آن)، مگر آنکه متوسل به تفسیر و تأویل شویم یا از تمثیل بهره جوییم تا بتوانیم معنا و فضای (context) مورد نظر قرآن را بازیابی کرده و بفهمیم (برای مثال واحدهای سنجش زمان، علیرغم واحد بودن لفظ، میان قرآن و زبان امروز متفاوت است. مثلاً در تفسیر و معنای آیه شریفه {کلّ یومٍ هو فی شأنٍ} (الرحمن/ 29)، واژه "یوم" را به معنای "لحظه" میدانند و نه "روز")؛ و یا تطبیق یافته های علمی با محتوای پاره ای از آیات (مثلاً در همین موردی که شما درباره خلقت تاریخی انسان مطرح فرمودید) که موجب ایجاد اشکالات فراوان و کج روی های وافر در فهم این متون میشود.

در نتیجه اتخاذ زبان و موضع علمی در رویارویی با متون دینی و مقدسی چون قرآن، از هرروی، بسیار خطاخیز و غلط آمیز است و تبیین های حاصل از آن هم گویا، موثّق و متقن نیستند (حال اگر از جانب بنده، شما یا کس دیگری بوده باشد).

2- جهانشناسی (ontology): نکته بسیار مهمی که اغلب در ادامه نکته فوق الذکر نباید مورد غفلت واقع شود، این است که این متون و از جمله آنها قرآن کریم، در کنار وجه فراتاریخی ای که ما بدان معتقدیم، وجهی تاریخی هم دارند (حداقل از آن جهت که در زمان و مکان خاصی نازل شده اند، بر رسولی و در جای مشخصی، و نه مثلاً بر من و در این تاریخ و نه بر شما یا فردی دیگر)؛ و در زمان و مکانی خاص، و در نتیجه بر فهم مردمی مشخص که در زمان مشخصی میزیسته اند عرضه شده اند؛ مردمی که باورهایی علمی و اعتقادی رایجی داشته اند (باورهایی درباره جهان، پیدایش جهان، انسان و...)؛ باورهایی که میتوان عنوان "جهانشناسی" را بر آن اطلاق کرد. یعنی مردم با باورها و آداب و رسوم خویش با جهان و آنچه در آن است، مواجهه پیدا میکرده اند و نسبتی برقرار میساخته اند. این باورها، بعضاً خواه ناخواه و مستقیم یا غیرمستقیم، در ادیان (اعم از الهی و غیرالهی) وارد شده اند و حتی برخی از آنها نقشی مهم و نمادین یافته اند (مانند مراسم حج).

موردی هم که شما فرموده اید در خصوص خلقت انسان و مقایسه تعبیر اسلامی با تعبیر علمی آن، به این تفاوتهای ریشه ای جهانشناسانه بازمیگردد. نباید فراموش کرد که ادیان ابراهیمی، علی الخصوص مسیحیت و اسلام، در پارادایم کیهانشناختی (cosmological) بطلمیوسی و گزاره ها و باورهای مبتنی بر آن رشد، فهم و تبیین شده اند؛ پارادایمی که امروزه باورهای بنیادین و پایه آن نقض شده اند (از جمله مهمترین آنها نظریه زمین محوری در عالم است).

در پایان این توضیحات ذکر نکته ای بعنوان تعلیقه نیز بیراه بنظر نمیرسد:

توماس آکوئیناس (Thomas Aquinas, 1225 - 1274 a.d)، فیلسوف مسیحی قرون وسطی، معتقد است که عالم بر دو نوع قانون بنا شده است: اول، قانون علمی سکولار (secular natural law) و دوم، قانون ابدی دینی (religious eternal law)، (البته او این نظریه را درباره آشتی میان عقل و دین، علم و ایمان مطرح میکند) او معتقد است بسیاری امور در جهان طبق قانون طبیعی کار میکنند؛ مثلاً انسان خود میتواند ابزار سنگی بسازد یا آهن را ذوب کند و این نیازی به دین ندارد. او حتی معتقد است این سخن حضرت مسیح: "با دیگران همان کن که خواهی با تو کنند"، حاکی از قانون طبیعی است و ارتباطی با دین یا نبوت او ندارد. همچنین انسان میتواند دنیا را بوسیله عقل و منطق کشف کرد... .

قصد داشتم از رهگذر این تعلیقه به این نکته پنهان برسم که اصولاً دین و حوزه ای که دین متولّی آن است، حوزه فراطبیعی و امور معنوی و اخروی است؛ و اگر وارد حوزه علم شده است، بخاطر سکوت علم در آن زمینه و یا بواسطه گزاره های جهانشناسانه موجود در دین بوده است.

در نهایت و با در نظر گرفتن همه توضیحات ارائه شده، باید دانست که گزاره ای دینی، چه از حیث زبان و چه از لحاظ علمی، با گزاره ای علمی، بهیچ وجه هم ارزش و همسطح نیست و هر یک را باید با در نظر گرفتن لوازم و متعلقات و همچنین فضای (context) متناسب بررسی کرد و با آن مواجه شد و هر یک را در جایگاه درست خود اتخاذ کرد و برگزید.


2

با سلام طبق نظر شهید مطهری یک استنباط دیگر نیز از این ایات وجود دارد و ان این است که داستان ادم و حوا یک داستان عبرت اموز از قران است و صرفا وجود خارجی ندارد همچنین این موضوع رو افراد سرشناس دیگری هم تایید کردند.


2

سلام

من از پاسخ سوال به طور کامل اطلاع ندارم. اما نکته ای که به نظرم رسید از خود متن سوال است. ظاهرا تناقض به خاطر قدمت زمانی ذکر شده در کلام علامه طباطبایی می باشد که با شواهد علمی جدید مغایرت یافته است. اما احتمالا صبحت علامه بر اساس اطلاعات علمی در زمان خود ایشان بوده و تاکید صحبت بر تاریخ نبوده است. بنابراین می توان این طور برداشت کرد که تاریخ خلقت قبل از ۷۰۰۰ سال پیش بوده و تاکید علامه بر  تاریخ نبوده بلکه بر اتفاق رخداده بوده است.


2

با سلام

به نظر می رسد بشر دو پا (آنطور که شواهد باستانشناسی نشان می دهد) سابقه حضور بیش از چند ده هزار سال دارد

و آنطور که شما اشاره کرده اید و تاریخ تایید می کند، زمان زندگی آدم و حوا به حدود ۷ تا ۱۰ هزار سال پیش بازگردد.

پاسخ این تناقض را می توان بر اساس آیه ۳۰ سوره بقره استنباط کرد که

و چون پرودگارت به فرشتگان گفت: من برآنم تا در زمين، جانشينى قرار دهم،

فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار مى‏دهى كه در آن فساد كند و خون‏ها

بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى‏كنيم. 

اینطور می توان برداشت کرد که پیش از خلقت آدم نیز این موجودیت روی زمین وجود داشته و عامل فساد و خونریزی بوده

و آدم به دلیل آنکه پروردگار به او چیزی را می آموزد که مخلوقات قبلی نمی دانستند، متمایز شده است... و نسلی که پس از او بوده

 

در واقع به لحاظ شکلی مشابه موجودات قبل اما از نظر فهم و آگاهی متفاوت هستند


3

سلام

از دو دیدگاه دینی و علمی میشه به موضوع نگاه کرد: 

هر دو دیدگاه دارای مبانی و استدلال خاص و مربوط به خودشون هستند، گاهی همراه با هم، گاهی موازی و در مواردی ناقض هستند.

دلیل اصلی این هست که دیدگاه علمی هنوز کامل نشده و به مبانی قابل اتکا نرسیده، همین هست که گاهی از واژخ نظریه استفاده می کنند، 


1

به نظر من چیزی که در قرآن آمده درسته یعنی آفرینش انسان با آدم و حوا شروع شده اما قبل از آن دو خداوند موجودات دیگری را آفرید ولی  زمان دقیق را من نمیدونم به همین دلیل ممکنه ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح باشد


1

با سلام

من زیاد در این موضوع تحقیق نکردم ، اما به عنوان پیشنهاد ، من پیشنهاد میکنم از مرجع تقلیدتون این تیپ سوالات رو بپرسید ، چون با وجود ساده بودن بعضی اوقات گمراه کننده هستند .


1

سلام

محاسبات تاریخ های ذکر شده در زیر به غیر از سال هبوط مربوط به 3 سال قبل می باشد. 

  • ۴،۵۶۷،۰۰۰،۰۰۰ سال قبل پیدایش زمین
  • ۲۳۰،۰۰۰،۰۰۰ سال پیش پیدایش دایناسورها 
  • ۶۵،۰۰۰،۰۰۰ سال پیش از بین رفتن دایناسورها
  • ۲،۵۰۰،۰۰۰ سال پیش دوره پارینه سنگی
  • ۱۲،۰۰۰ سال پیش پایان دوره پارینه سنگی
  • ۸،۰۰۰ سال پیش دوره سومریان
  • 5،780سال پیش آمدن حضرت آدم به روی زمین( هبوط آدم و حوا) 

آدم و حوا از گل آفریده شده اند اما همانگونه که در قرآن نیز یاد شده قبل از حضرت آدم که اب البشر نیز خوانده می‌شود نسل هایی قبل از آن توسط خداوند متعال آفریده شده و از میان رفته اند که به شرح زیر هستند

(بن، سن، جن، ناس، جان، حن، نسناس) 

و انسان که آخرین نوع بشر هست

هبوط آدم و حوا طبق دوره های باستان شناسی در دوره مفرق بوده. 

آثار باستان شناسی کشف شده از بشر قبل از (انسان یعنی آدم و حوا)، که علم زیادی داشتند مربوط به دوره سومریان هست. البته سومریان تاریخی بسیار شبیه به مصر دارد و سنگ نگاره ها نیز در مصر باستان تحت تاثیر از همین دوره است. سنگ نوشته ها و شواهدی یافت شده که نشان دهنده بالا بودن علم آنها در آن زمان بوده که چیزی شبیه لپ تاپ و یو اس پی و لامپ خلاء و حتی موشک و صفینه فضاپیما و... داشتند و حتی ارتباط آنها با موجودات دیگر کرات وجود دارد. در بعضی کتیبه ها حتی منظومه شمسی نیز حجاری شده و سیاره ای که خارج از مدار منظومه شمسی در گردش حول خورشید است و جهت گردش آن با سایر کرات منظومه متفاوت است یافت شده است و آن سیاره در دوره ما با نام نیبرو شناسایی شده که در قرآن به نام طارق است. و این سیاره بسیار تاثیر گذار بوده روزی زمین و سیارات دیگه منظومه شمسی  در دوران قبل و بعد از حضرت آدم و یکی از تاثیراتش در زمان حضرت نوح نمایان شده و نابودی کل مردم از روی زمین در آن زمان به غیر از حضرت نوح و همسر و فرزندان و همسران فرزندان نوح و تعداد حیواناتی که از هر نوع حلال گوشت و حرام گوشت بر طبق دستور خداوند در کشتی آن حضرت بودند. 

و باز هم طبق آیات قرآن نسل های قبل از آدم بدلیل نداشتن روح قدسی که تمایز دهنده بین ما و دیگر مخلوقات قبل از ماست ادعای خدایی کرده و عصیان نمودند و خداوند نسل آنها را از میان برده است. اما فقط یک موجود از نسل های قبل باقی ماند و آن هم شیطان از نسل جن بود که خداوند دستور داد ملائک همه نسل جن را از میان بردارند. اما فرشتگان زمان انجام ماموریتشان با توجه به نوزاد بودن شیطان و بی گناهی اش به او ترحم کرده و از فرمان خدا سر باز زده و تنها یک نوزاد را از نسل جن نجات دادند و مخفیانه در بهشت تحت سرپرستی خود او را آموزش دادند خداوند با اینکه خشمگین شد اما به شیطان مهلت داد و شیطان از نسل جن 6000 سال عبادت خداوند را نمود فرشته گونه خداوند را عبادت کرد. اما بدلیل سجده نکردن بر خاک و تمرد از دستور خداوند از مقامش برکنار شد و از درگاه خداوند رانده شده و شیطان رجیم شد. 

انسان به غیر از روح خداوند یک تفاوت دیگر هم دارد با نسل های قبل از خود و اون اختیار هست. حیوانات قدرت اختیار ندارند و از روی غریزه کارهای خود را انجام می‌دهند. 

خداوند به قوم یهود برای محاسبات ایام و آغاز و مبدأ تقویم عبری دستور داد از زمان هبوط آدم و حوا محاسبه سال شود اما محاسبات هفته و ماه را بر اساس قمر تعیین کرد و محاسبه سال را بر اساس خورشید است. 

اگر دقت کنیم در زمان پیامبر اکرم ص نیز محاسبات هفته و ماه بر اساس قمر است اعمال عبادی هم بر اساس قمر است چون دقیق است و محاسبات سال ها بر اساس حرکت خورشید است. 

برای کار کشاورزی محاسبات هفته و ماه بر اساس قمر انجام می‌شود که عدد هفت به این دلیل است تغییرات ماه بر اساس 4 دوره 7 تایی است که در تقویم های نجومی حرکت سیارات و ستاره ها و تاثیر آنها بر روی یکدیگر است و خود عدد 7 عدد کمال است و کامل شدن هر دوره در 7 روز را نشان میده مثل تربیع اول و بدر و تربیع دوم و محاق ماه و تغییراتی که بر اثر نزدیک شدن و دور شدن ماه از کره زمین روی جذر و مد آب دارد و... 

در دین یهود نیز یکی از دلایل مبداءقرار دادن تاریخ بشر از زمان هبوط آدم و حوا و فرضیه ها اینست که چون شیطان 6000 سال خداوند راعبادت کرد اما بدلیل نافرمانی از خداوند هبوط کرد و مهلتی که از خداوند به دلیل عبادتش گرفت برای گمراهی انسان، خداوند برای مدت معلوم نه تا قیامت به او فرصت داد اینست که انسان هم 6000 سال در روی زمین زندگی می‌کند و بعد از آن قیامت می‌شود. 

 

 


1

سلام و رحمةألله ...

إنسانهای قبل از حضرت آدم و حوا فقط زندگی حیوانی داشتند و فقط برخوردار از حدأقلی شعور حیوانی بودند ... ولی حضرت آدم و حوا متخلق به صفات إلهی بوده و نزول نمودند ...


0

خانم جولایی سلام علیکم ...

بخشی از محتوای پاسخ شما مستند نمی‌باشد و خالی از إشکال نیست ... و چه‌بسا برای دانشجویانی که سروکاری با این مطالب ندارند إبهامات و سؤالات بی‌پاسخ بیشتری إیجاد کند. منجمله؛

 - "سومریان لپ‌تاپ و لامپ و موشک و ... داشتند" ... 

- کلمه‌ی قرآنی "طارق" همان ستاره‌ی "نیبرو" هست ...

- "نابودی کل مردم زمین در زمان حضرت نوح(ع) به دلیل تأثیرات ستاره‌ی "نیبرو" بوده است" ...

- "طبق آیات قرآن نسل‌های قبل از آدم بدلیل نداشتن روح قدسی که تمایزدهنده‌ی بین ما و دیگر مخلوقات قبل از ماست، إدعای خدایی کرده و عصیان نمودند و خداوند نسل آنها را از میان برده است" ... طبق کدام آیات؟ ... اگر منظور شریفه‌ی "أتَجعَلُ فیها مَن یُفسِدُ فیها و یَسفِکُ ألدِمآء" است، در این آیه هیچ إشاره‌ای به عدم وجود روح قدسی نشده است. بلکه روایتی از إمام صادق(ع) وجود دارد که خلاف نظر شما است ... (فردی از حضرت سؤال کرد که ایا خداوند قبل از حضرت آدم علیه‌ألسلام أفراد دیگری را نیز آفریده بوده است؟ حضرت پاسخ دادند: بلی. خداوند قبل از آدم هزاران هزار آدم آفریده است که تو اکنون در نسل آخرین آن هستی) ...

- "فرشتگان با توجه به نوزاد بودن شیطان به او ترحم کرده و از فرمان خدا سرباز زدند و او را نکشتند و پنهانی به بهشت بردند" ... واعجبا ... این إفاضات شما با صریح قرآنی مخالفت دارد ... فرشتگان هرگز و هرگز تمرد نمی‌کنند و بلکه نمی‌توانند ... قرآن می‌فرماید: لایَعصَونَ أمرَ أللهِ و هُم بأمرِهِ یَعمَلونَ ... (فرشتگان هرگز نافرمانی خداوند را نمی‌کنند و أوامر او را عمل می‌کنند) و یا شریفه‌ی: نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِکَ و نُقَدِّسُ لَکَ ...

- "شیطان بدلیل عدم سجده بر خاک، رجیم شد" ... اینچنین نبوده، قرآن می‌فرماید که همگان مأمور به سجده به حضرت آدم شدند و نه خاک ...

- " پس از شش هزار سال از زندگی إنسان، قیامت برپا می‌شود" ... چه کسی این را به شما گفته؟ خود خدا؟ رسول أکرم(ص) هم از زمان برپایی قیامت إظهار بی‌إطلاعی کرده‌اند ... علم ساعت قیامت از مختصات إنحصاری خداوند است و أحدی را در آن شریک نیست حتا رسول مکرم ... قرآن می‌فرماید: إنَّ أللهَ عندَهُ عِلمُ ألساعةِ  - أكادُ أخفيها لِتُجزىٰ كُلُّ نَفسٍ بِما تَسعَىٰ (إراده کرده‌ام که ساعت قیامت مخفی باشد تا هر کسی را به آنچه که انجام داده است جزا دهم) ...

- و موارد نقض دیگر ...

توصیه می‌کنم برداشتهای شخصی و سطحی و بدون سند خود در معارف دین را به هیچکس خصوصا جوانان عرضه نکنید که مسلما سبب سردرگمی و لغزش بیشتر می‌گردد ...


0

سلام جناب نوروزی

درباره سومریان و قدمتشان بر اساس بررسی باستان شناسی و کتیبه های موجود از آن دوره که لپ تاپ و یو اس پی و لامپ خلأ و حتی چیزی شبیه به فضا پیما نشان از داشتن تمدن پیشرفته در 8000 سال قبل دارد و بدون سند ذکر نشده. 

در همان کتیبه های باقیمانده از سومریان نیز سیاره ای که مدار حرکتی آن دارای زاویه ای با کل مدارهای منظومه شمسی است وجود دارد که با؟ روی آن نشان داده شده و طبق بررسی های نجومی مدار آن 3600 ساله است و با بررسی تاریخی در ادیان ابراهیمی از زمان هبوط و بررسی باستان شناسی سنگواره ها و بر اساس زمین شناسی محاسبات انجام شده 

در خصوص 6000 سال زندگی آدم بخاطر اینکه شیطان 6000 سال به عبادت خداوند مشغول بوده هم اگر مجدد بررسی بفرمایید نوشته ام فرضیه یهودیان هست و بنده حتی از حاخام یهودی که در تهران حضور دارد که اساتید رشته ادیان هم با ایشان تبادل نظر دارند و خود این شخص در کشور ما بسیار شناخته شده و به عنوان یک حاخام یهودی در کنیسه فعالیت دارد و در دانشگاه‌های معتبر پرسیده ام و ایشان هم تایید فرمودند این فرضیه در فرق زیر مجموعه یهودیت نیز مطرح شده و اعتقاد دارند. اما در قرآن و در دین اسلام و مسیحیت چنین چیزی بیان نشده

در خصوص ستاره طارق یا گیسوی سختی آور در روایات آخرالزمان از پیامبر اکرم ص طبق بررسی های ناسا و مشخصات ستاره نیبرو یا planet x اگر در گوگل اسکای چک بفرمایید در قسمت بازوی لئو که از سال 2015 ناسا با فیلتر سیاه پوشانده اما بنده که چک کردم قبل از فیلتر شدن دقیقا همان مشخصات را طبق روایات داشت و در مسیر حرکت به سمت زمین هست اما به زمین برخورد نمی‌کند به دلیل گرانش بالای این ستاره و فاصله تا زمین باعث تغییرات مغناطیسی و به طبع آن تغییرات آب و هوایی بسیار شدید را رقم می‌زند و طبق بررسی های تاریخی و باستان شناسی و زمین شناسی این همان گیسوی سختی آور هست که در طول زندگی بشر چند بار باعث دگرگونی های زیادی بر روی زمین شده. 


0
برای ارسال پاسخ شوید.