درباره عالم ذر و انتخاب انسان در آنجا

سلام. درباره عالم ذر از دوستانی که در این رابطه پژوهش یا مطالعه داشته‌اند سوال دارم.

به جز دو آیه «میثاق» (172 اعراف) و «امانت» (72 احزاب) که اشاره داشته‌اند به اینکه پیش از عالم دنیا و در عالم ذر، انسان گواهی به حقانیت خداوند داده و بار امانت را پذیرفته، آیا مستنداتی وجود دارد که در آن عالم، انسان ها عملکردی داشته‌اند؟ یا جایگاه کنونی شان در دنیا، به انتخاب خودشان بوده است؟

آنچه در جستجوها به صورت پراکنده یافتم، چنین بوده:

1 - در عالم ذر، انسان‌ها عملکردی داشته‌اند (فرمانپذیری یا نافرمانی از خداوند) و بر آن اساس، جایگاهشان در دنیا تعیین شده است و این موضوع، نشان می‌دهد حضورمان در دنیا و کشور و خانواده و موقعیتی که داریم، بر اساس «جبر» نیست، بلکه بر اساس عملکرد خودمان در عالم ذر بوده است.

2 - در عالم ذر، جایگاه‌های مختلفی به انسان عرضه می‌شود و این خود انسان است که می گوید می خواهد در دنیا، در کدام موقعیت قرار بگیرد.

قرآن شناسی

در مورد مطلب شماره 2 یعنی ظالمان و ستمگران خود به اختیار قبل از به دنیا آمدن انتخاب  کرده اند که بد و شرور باشند؟

آنچه شما می فرمایید «صفت اکتسابی» است نه جایگاه اصلی. مثلاً به فرد عرضه شده که می‌خواهی در جایگاه یک کشاورز باشی یا فرمانروا. فرد با توجه به ظرفیت روحی خود یکی را انتخاب کرده است ... و اینکه چطور در آن جایگاه به عنوان یک انسان ایفای نقش می‌کند، به عملکرد خودش در دنیا مربوط خواهد شد.

سلام و رحمةألله ...

برای ورود به بحت مقدمه‌ای عرض می‌شود؛

به طور خلاصه در خصوص عالم ذر چهار نظریه هست؛

- اینکه مربوط به عالم عقل است.

- اینکه مربوط به عالم فطرت است.

- اینکه مربوط به عالم ملکوت است.

- و اینکه وجود نداشته و فقط تمثیل است.

هر سه گروه إبتدایی می‌گویند که اگر إنسان از خود غبارزدایی کرده (به کمک ترک معصیت) و سپس به خود توجه نماید، عالم ذر را به صورت شهودی متذکر خواهد شد و ألبته چون خواستگاه این نظریات متفاوت است، در نتایج آن نیز إختلافاتی پدید می‌آید ...

نکته‌ی قابل توجه اینکه عالم ذر در طول زمان نمی‌باشد بلکه قبل از خلقت آسمانها و زمین (که بألطبع زمان را نیز شامل می‌شود) شهادت ما در عالم ذر إتفاق افتاده است که در آن حقایق توحیدی به عنوان سرمایه‌ای برای إنسان عرضه شده است ... به عبارت دیگر "قدیم زمانی" نیست بلکه "قدیم در رتبه" و "قدیم در جایگاه خلقت" است (فارغ از زمان و مکان) ... با توجه به این نکته تمام رفتارهایی که لحظه به لحظه در طول عمرمان در حال إتفاق است، بألفعل در همان موقع در عالم ذر در حال جریان و إتفاق است ... و در جهت مقابل نیز تمام رفتارهایی که لحظه به لحظه در طول عمرمان در حال إتفاق است، بألفعل در همان موقع در عالم قیامت و حتا پس از قیامت (در بهشت یا جهنم) در حال ظهور و بروز است ... یعنی عالم ذر آیینه‌ای از همین دنیا می‌باشد ... 

 

برای روشن شدن مطلب فوق مثال ذیل را طرح می‌کنم؛

فرض کنید فردی در وسط اتاقی وجود دارد که تمام شش وجه آن اتاق پوشیده از آیینه‌هایی در أشکال و اندازه‌های متفاوت می‌باشد. و هرکدام از آن آیینه‌ها نامی مخصوص به خود دارند. مانند: آیینه‌ی عالم عقل، آیینه‌ی علم مُلک، عالم ملکوت، عالم ذر، عالم نطفه، عالم جنین، دنیا، جوانی، کهنسالی، مرگ، برزخ، قیامت، بهشت یا جهنم و ده‌ها و صدها آیینه‌ی دیگر ... اگر فردی در وسط آن اتاق حرکتی بکتد در تمام آن آیینه‌ (عوالم) منعکس است و هر آیینه‌ای به حسب شدت و ضعف خود آن را نشان خواهد داد ... لذا عالم ذر ما در عالم قیامت ما منعکس است و برعکس ...

و نیز مثال زیر:

ما إطلاعاتی را در فلش ذخیره می‌کنیم ... مثلا در عالم خارج عکسی گرفته‌ایم. حقیقت آن عکس چیزیست که ما در مقطعی از زمان با آن خاطره ساخته‌ایم ولی در فرمت کاغذ یا دیتا ذخیره شده است ... حقیقت إطلاعات زندگی ما در فرمت‌های متفاوت در عوالم بسیار زیادی وجود دارد و نقش بسته است ... که در موقع لزوم Extract شده و قابل بهره‌برداری است ... چه در عالم ذر باشد و چه در عرصه‌ی قیامت ... در هرصورت همه جا، همه چیز ما موجود است. ولی از دید ما پنهان است ... دنیای ما Extract شده‌ی عالم ذر ما می‌باشد و نیز قیامت ما Extract شده‌ی دنیای ما می‌باشد ...

بنابر حکمت متعالیه، روح و بدن متحد بوده و یک چیز را تشکیل می‌دهند ... نفس و روح ما خلق نشده است. نفس و روح ما ماداماً همراه خداوند بوده است (قل ألروحُ مِن أمرِ ربّی - روح از عالم أمر است و أمر خداوند نیز قدیم است) ... و چون خداوند مخلوق نیست، ما نیز مخلوق (به معنای مصطلح آن) نمی‌باشیم و أزلاً و أبداً در عوالم مختلف همراه خداوند بوده و خواهیم بود ... خداوند جسم را خلق کرده است و نفوس و أرواحی که موجود بوده‌اند را در أجسام حلول داده است (و نَفَختُ فیه مِن روحی) و چون خداوند مخلوق نیست، پس أجزآء آن هم مخلوق نیست (ألبته بکار بردن کلمه‌ی "أجزآء" خالی از مسامحه نیست و این بدلیل نارسایی در إنتقال مفاهیم با کلمات است).

برای روشن شدن کلمه‌ی "أجزآء" به مثال زیر توجه فرمایید؛

با یک شعله‌ی شمع چند شمع را می‌توان روشن کرد؟ پاسخ معلوم است ... بی‌نهایت ... اینکه ما از خدا هستیم به همین صورت است ... ما شعاع نوری هستیم از أنوار خداوند با تمام آثار و صفاتی که خداوند دارد و ألبته خدا نیستیم. زیرا خداوند إصالتاً نور است و ما بألتبع نور هستیم و أصیل نیستیم و هرچه داریم از خداوند است ... بیشترین بهره‌مندی از نور خداوند را حضرت ختمی مرتبت برده‌اند و سپس أولیای خدا و باقی مردم ... کما اینکه رسول مکرم(ص) فرمودند: من أولین فردی بودم که در عالم ذر إجابت دعوت خداوند را کردم و بلی گفتم ...

روایات محکمی در کتب مختلف منجمله در کتاب معتبر کافی وجود دارد که إشاره داره به این‌که نفس ما قبل از حلول در جسم در عالم عقول (با تمام صفات منجمله إراده و إختیار) وجود و حیات داشته است.

و یا روایت دقیقی که باز هم در کافی وجود دارد که إمام صادق(ع) ذیل آیه‌ی شریفه‌ی "و أذّن فی ألناسِ بألحَجِّ یأتوکَ رِجالاً و عَلی کُلِّ ضامِرٍ" فرمودند: همه‌ی مردم حتا آنان که در أصلاب پدرانشان بودند به حج فراخوانده شدندکه عده‌ای پذیرفتند و آن‌هایی که یک بار لبیک گفتند، یک بار و کسانی‌که دوبار گفتند، دو بار به حج مشرف می‌شوند ...

مطلب تکمیلی در فرق بله (بلی) و آری (نعم)؛

- "نعم" قبل از خود را تأیید می‌کند. (آیا تو رفتی؟ آری).

- "بلی" خلاف قبل خود را تأیید می‌کند. (آیا من پروردگار شما نیستم؟ چرا هستی- بله هستی) و اگر "آری" گفته بودیم، کفرآمیز می‌بود.

در چرایی پاسخگویی ما در عالم ذر با کلمه‌ی "بلی" نکات ظریفی وجود دارد که بر فرد دقیق و بصیر پوشیده نیست ...

در عالم ذر تمردی از پرسش خداوند نشده است و همگان بنابر فطرت توحیدی خود پاسخ درست را داده‌اند ... حتا کفار فعلی ... کذب و خلاف فقط و فقط در عالم ناسوت (دنیا) راه دارد و در مابقی عوالم هرآنچه که وجود دارد و بروز می‌کند حقیقت است ... "إیجاد" تنها در عالم دنیا توسط ما وجود دارد که گاهی "کذب" را إیجاد می‌کنیم و گاهی "درستی و راستی" را ... و در عوالم دیگر (بجز بهشت) قدرت "إیجاد" وجود ندارد و تنها "بروز" آنچه که إتفاق افتاده است، إتفاق می‌افتد.

(إلبته در برزخ نیز به نحو بسیار بسیار رقیقی قدرت "إیجاد" وجود دارد که نسبت به این دنیا قابل توجه نیست).

در عرصه‌ی قیامت کفار به أعمال خود می‌گویند: لِمَ شَهِدتُم عَلینا قالوا أنطَقَنا أللهُ ألذی أنطَقَ کُلَّ شئٍ ... چرا علیه ما شهادت می‌دهید؟ ... پاسخ: ما را کسی به سخن درآورده که هر چیزی را به سخن درآورده است ...

سلام  واژه ((ذر)) یعنی مورچه کوچک که معنی ریز بودن و پراکنده بودن را نیز دارد.در مورد عالم ذر بین علما و دانشمندان و مفسران گفتگوهای زیادی وجود دارد که بیانگر پیچیدگی این عالم است. وجود انسان در عالم ذر و هم در عالم ارواح در روایات مختلفی بیان شده است. ذریه حضرت آدم نیز همه به صورت ذره ای کوچک مورد خطاب مستقیم خداوند متعال است و در این خصوص آیه شریفه ذر نیز وجود دارد. بدن انسان در عالم ذر خلق شده و با روح خاص خود ترکیب یافته است پس در این عالم انسان کامل شده است یعنی مرکب از روح و بدن . در حقیقت همین انسان ها ذریه حضرت آدم هستند که پروردگار از پشت آن حضرت بیرون کشیده و به صورت ذرات معلق در هوا پراکنده کرده است. پس از آن خداوند متعال خود را به فرزندان حضرت آدم شناسانده و آنها نیز به معرفتی دست یافته اند و توحید و خدا پرستی را انتخاب کردند. در حقیقت بر اثر این شناخت و معرفت است که انسان جایگاه خود را پیدا می کند. 

آقای دکتر تیزفهم سلام علیکم ...

اینکه فرمودید "بدن إنسان در عالم ذر خلق شده است" و "إنسانها ذریه‌ی حضرت آدم هستند که پروردگار به صورت ذرات معلق در هوا پراکنده است"، مستندی بر آنها نیافتم ... اگر شما دسترسی دارید لطفن بفرمایید ...

جناب آقای نوروزی
مطالب شما در این رابطه بسیار «فوق‌العاده» بود!
به صورت خلاصه اگر بعضی نکات را جمع‌بندی کنم: (امیدوارم اشتباه سهوی نداشته باشم) و چند سوال درباره مواردی که فرمودید:


1 - عالم «ذر» در طول «زمان» نیست، بلکه از نظر «مرتبه‌ای» پیش از عالم دنیا قرار می‌گیرد و عالم دنیا پیش از برزخ و برزخ، پیش از قیامت.


2  - نقش عملکرد ما، به صورت آینه‌ای است. یعنی هر عملی در دنیا انجام می‌دهیم، در زندگی مرتبه بعدی ما در عالم برزخ و عالم قیامت اثر خواهد داشت ... البته شما فرمودید «عالم ذر آیینه‌ای از همین دنیا می‌باشد»
اما با توجه به مراتبی که عنوان کردید، به نظر می رسد باید عکس باشد و عالم دنیا آینه ای از عالم ذر باشد؟ ... هر چند شاید قدری پیچیده شود که عالم دنیا آینه ای از عالم ذر باشد و عوالم دیگر آینه ای از دنیا ... هر چند جلوتر فرموده اید: «لذا عالم ذر ما در عالم قیامت ما منعکس است و برعکس» فقط قدری درک این «برعکس» دشوار است.


3 - نکته ای که درباره «ازلی و ابدی بودن انسان» فرمودید بسیار جدید و جالب بود و البته کاملاٌ مستدل ... و اینکه با وجود دمیده شدن روح خداوند در وجود ما، ما «خدا» نیستیم، چرا که «خداوند إصالتاً نور است و ما بألتبع نور هستیم»

 

4 - اما یکی از مهمترین نکات، مربوط به بخشی است که فرمودید «روایات محکمی در کتب مختلف منجمله در کتاب معتبر کافی وجود دارد که إشاره داره به این‌که نفس ما قبل از حلول در جسم در عالم عقول (با تمام صفات منجمله إراده و إختیار) وجود و حیات داشته است.»

و سوال اصلی بنده هم همین بود که: آیا در عالم ذر، علاوه بر شهادت بر وجود خداوند و پذیرش بار امانت (که ظاهراً به صورت عام از سوی همه صورت گرفته و بنابر آنچه نوشتید، کسی «امکان» تکذیب نداشته) اعمال دیگری هم داشته ایم؟ آیا جایگاهی که در این دنیا در آن قرار گرفته ایم (بعضی با امکانات، بعضی با معلولیت، و ...) نتیجه عملکرد ما در عالم ذر بوده است؟ و آیا همانطور که امام علی می فرمایند «مردم خوابند وقتی می میرند بیدار می شوند» منظور به یاد آوردن عالم ذر است؟

 

5 - نکته ای که درباره فراخواندن به حج فرمودید، قدری دچار ابهام است. تشرف به سفر حج (عمره یا تمتع) به عنوان مثال ده سال پیش، برای عمره بسیار آسان بود و با هزینه نه چندان بالا و صف نه چندان طولانی، امکان تشرف وجود داشت. اما در سال های اخیر (حداقل برای ما در ایران) یا امسال (به دلیل کرونا) یا صد سال سال (به دلیل بعد مسافت) امکان سفر بسیار کمتر می‌نماید ... و یا بسیاری از افراد را می شناسیم که حداقل از نظر شناخت ما، بسیار با خدا بوده اند اما در طول عمرشان امکان تشرف پیدا نکردند. آیا آن ها لبیک نگفته اند و مثلاً فلان بازیگر که سهمیه ای دریافت کرده و رفته (صرف نظر از ادراک وی از آن سفر) لینک گفته بوده؟

 

6 - نکته ای که درباره قدرت «ایجاد» هم فرمودید بسیار جالب و جدید بود و البته منطقی. فقط عطف به پرسش قبل، آیا در عالم ذر ما امکان «ایجاد» نداشته ایم؟ و یا صرفاً بحث نافرمانی بوده؟ ... و لطفاً درباره آن مقدار بسیار رقیق عالم برزخ هم توضیحی بفرمایید ... و اینکه اعمال دیگران درباره سرنوشت انسان در عالم برزرخ و قیامت، چقدر اثرگذار است؟ (مانند خیرات و ...) و اینکه با توجه به شنیده هایی درباره اینکه انسان ها در عالم برزخ بر اساس اعمالشان در دنیا، مورد عذاب قرار می گیرند یا بالعکس، تفاوت عالم برزخ و قیامت از این نظر در چیست؟

 

عذرخواهی به خاطر تعدد سوالات!

جناب آقای تیزفهم فرد

بنده هم آنچه را شما ذکر کردید در جستجوها و منابع دیدم، اما ابهام بسیاری در این روایت وجود دارد. فرموده‌اید: «... پس از آن خداوند متعال خود را به فرزندان حضرت آدم شناسانده و آنها نیز به معرفتی دست یافته اند و توحید و خدا پرستی را انتخاب کردند. در حقیقت بر اثر این شناخت و معرفت است که انسان جایگاه خود را پیدا می کند.»

در صورتی که آفرینش همه یکسان بوده، چه اتفاقی افتاده که بعضی معرفت بیشتری کسب کرده اند و بعضی کمتر؟

آقای دکتر شمشیرگر وقت بخیر ...

نظرات من راجب سؤالات شما به شرح زیر است؛

1- دقیقن ...

2 -  اتاق آیینه‌ای ... آیینه‌های موازی که بی‌نهایت إنعکاس دارد ... عالم ذر و دنیا و قیامت و بهشت یا جهنم، همگی در یکدیگر منعکس می‌باشند ... هر آنچه که در عالم ذر است، در دنیا و قیامت بازخوانی می‌گردد (Extract). و هر آنچه که در دنیا و قیامت إتفاق می‌افتد، در عالم ذر به نحو گزارش موجود است (Zip) ... هر کدام از این عوالم وجهی از وجوه إنسان هستند با تمام مختصات إنسان ... فقط ترجمان آنها با هم فرق دارد ...

در عالم ذر از لحظه به لحظه‌ی حیات إنسان گزارشی موجود است (بألقوه)، منتها هنوز به حیطه‌ی إجرآء و عمل نرسیده است (بألفعل) و درعالم دنیا هر فعلی که إنسان مرتکب می‌گردد، در عالم ذر منعکس و ثبت می‌گردد.

هر فردی یک صفر تا صدی دارد که تمام آن به نام إنسان نامیده می‌شود. عالم ذر، قوه‌ی آن إنسان است و عالم دنیا، فعل آن إنسان است و عالم آخرت، بروز و ظهور آن إنسان است ...

به حدیث زیر دقت فرمایید:

ألسعیدُ سعیدٌ فی بطن أمِّهِ و ألشقیُّ شقیٌّ فی بَطنِ أمِّهِ ... خوشبخت در بطن مادرش خوشبخت است و بدبخت در بطن مادرش بدبخت است ... غرض اینکه "جَفَّ ألقَلَمُ بِما هوکآئنٌ" قلم تقدیر نسبت به آنچیزی که باید إتفاق بیفتد خشک گردیده است و آنچه که باید إتفاق بیفتد، إتفاق افتاده است و مکتوب گردیده است و اکنون موجود است و تنها در حال جریان و پیاده‌سازی است ... عالم ذر، عالم دنیا و عالم آخرت هر سه یک چیز را نشان می‌دهند. منتها با تعابیر متفاوت و هر کدام از زاویه‌ای مخصوص به خود ...

مثال مطلب فوق مانند نگاه کردن ما به یک قوطی کبریت است که گاهی وجه بزرگ آن را می‌بینیم و گاهی ضلع کوچک آن را و گاهی درب آن را. از هر طرف که نگاه شود، دارای یک شکل و شمایل مخصوص به خود است ولی در هر صورت تمام اینها یک قوطی کبریت است ...

تمام عوالم هر کدام یک زاویه‌ای از نگاه به إنسان است (با تمام مختصات). یک ویوو (View) منحصر بفرد است. ولی همگی یکی است. این همان معنای کلمه‌ی "برعکس" بود که عرض کردم. همه چیز ما در همه‌ی این عوالم موجود است.

 

3 - مطلب تکمیلی: خداوند متعال اینطور نیست که رأساً إقدام به إیجاد سنگ و درخت و حیوان و آدم و غیرهم کرده باشد. بلکه خداوند در إبتدآء فقط و فقط یک تجلی نموده است و تمام.

از آن "تجلی نخستین" تعبیر به "صادر أول" و یا "فیض أول" می‌شود و سپس "تمام" خلایق از آن فیض أول إیجاد و خلق شده‌اند و آن فیض أول چیزی نیست جز وجود حضرت ختمی مرتبت، رسول مکرم إسلام صلی ألله علیه و آله و سلم. (أولُّ ما خَلَقَ أللهُ نوری - نَحنُ صَنائِعُ رَبّنا و ألناسُ بَعدُ صَنائنُا). أولین مخلوق خداوند نور من بوده است - ما دست‌ساخته‌ی خداوند هستیم و مردمان بعد از ما دست‌ساخته‌های ما می‌باشند. زیرا قاعده این است که "ألواحد لایَصدِرُ عَنهُ إلّا ألواحدُ" - از واحد جز واحد صادر نمی‌گردد و از آن واحد موجودات تکثیر می‌گردند و این همان است که در فلسفه از آن تعبیر به "وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت" می‌شود.

مطلب ذیل را دقت بفرمایید:

 

خداوند متعال قبل از خلق خلایق، نگاهی به تمام خلایق انداختند و از بین آنها وجود حضرت ختمی مرتبت را أشرف و بنده‌ی برتر دیدند و "صادر نخستین" همان حضرت ختمی مرتبت(ص) گردیدند ... و این همان معنای موجود بودن تمامی عوالم در لحظه می‌باشد ...

اینکه بگوییم "در عالم ذر، آنچه را که إنتخاب کرده‌ایم همان در دنیا برایمان إتفاق می‌افتد" دقیق نیست ... عالم ذر هم اکنون نیز موجود است منتها رتبه‌ی وجودی آن قبل از دنیا است همانطور که بهشت و جهنم نیز اکنون موجود است و بهشتیان در بهشت متنعم می‌باشند. به عبارتی دیگر بهره‌ی وجودی عالم ذر از "وجود" بیشتر است و به "صادر نخستین" نزدیکتر است و دورترین مخلوقات به صادر نخستین، دنیا (ناسوت) می‌باشد ... عالم ذر گزارشی از دنیای ما است (در فضایی فارغ از زمان و مکان) ...

"صادر نخستین" بیشترین بهره را از وجود و نور برده است (أللهُ نورُ ألسماواتِ و ألأرضِ). لذا خداوند متعال نیز بر آن صادر نخستین درود فرستاده است: إنَّ أللهَ و مَلآئکَتَهُ یُصَلّون عَلی ألنَبیِّ ...

بیان حضرت أمیر علیه‌ألسلام که فرمودند: مردم خواب هستند و وقتی مردند بیدار می‌شوند، ناظر به رفع حجابهای دنیایی است که ملکوت و باطن و حقیقت أعمال و رفتار هرکسی معلوم می‌گردد ...

4 - عالم ذر، عالم عمل نیست. فقط عالم ذخیره سازی است و گزارش است.

5 - موانعی که در دنیا در رسیدن به حج وجود دارد، خللی در نحوه‌ی شهادت و لبیک در عالم ذر إیجاد نمی‌کند. بلکه چه بسا بر حسب همین موانع است که در عالم ذر لبیک گفته می‌شود ... عالم ذر محیط به عالم دنیا است ... ولی خلق و إیجاد در دنیا است و عالم ذر تنها گزارشی از عوالم دیگر است ...

6 - در عالم ذر قدرت "إیجاد" وجود ندارد و تنها گزارشی است از آنچه که در دنیا إتفاق می‌افتد ... پیچیدگی این مطلب به آن دلیل است که ما إنسانهای دنیایی همه چیز را در طول زمان می‌بینیم ... یک سؤال؛ اگر زمان حذف شود چه إتفاقی می‌افتد؟ ... پاسخ مشخص است؛ همه چیز از گذشته و حال و آینده بألفعل موجود خواهد بود. کما اینکه واقعا همینطور است و عالم عقل و عالم ذر و دنیا و آخرت، همگی با هم اکنون موجود هستند ... این حجاب زمان است که گذشته و آینده را از ما جدا کرده است، ولی در أصل تمام عوالم فعلاً موجود است ... 

واقعه‌ی عجیب جناب "زید بن حارثه" در همین راستا می‌باشد که ایشان بعد از نماز صبح در حضور پیامبر(ص) و أصحابشان إقرار به "یقین کامل" خود کردند و پیامبر(ص) از او پرسیدند: نشانه‌ی یقین تو چیست؟ و ایشان فرمودند: أهل بهشت را هم اکنون در نعمت می‌بینم و أهل جهنم را هم اکنون در عذاب می‌بینم و بلکه می‌توانم بگویم که کدام یک از أطرافیان کنونی شما در بهشت یا جهنم هستند که پیامبر در این جا دستور به سکوت دادند ...

مثنوی معنوی؛

گفت پیغامبر صباحی زید را/کَیفَ أصبَحت ای رفیق با صفا؟

گفت: عبداً مؤمناً. باز اوش گفت:/کو نشان از باغ إیمان، گر شکفت؟

هست أزل را و أبد را إتحاد/عقل را ره نیست آن سو ز إفتقاد.

گفت: از این ره، ره‌آوردی بیار/در خور فهم و عقولِ این دیار.

گفت: مردم چون ببینند آسمان/من ببینم عرش را با عرشیان.

هشت جنت، هفت دوزخ، پیش من/هست پیدا همچو بت پیش شَمَن.

جمله را چون روز رستاخیز من/فاش می‌بینم عیان از مرد و زن.

هین بگویم یا فرو بندم نفس؟/لب گزیدش مصطفی یعنی که بس.

 

درباره‌ی برزخ؛

چون در برزخ هنوز تعلق نفس و روح به دنیا کاملا منقطع نشده است، لذا إصطلاحا تمایل دارد که مثل دنیا کارهایی را انجام دهد ولی بدلیل عدم برخورداری از قدرت و شرایط، نمی‌تواند.

در برزخ کسانی‌که در دنیا نیکوکار بوده‌اند به سختی قدرت تکرار عمل خیر را دارند تا چه رسد به کسی که ظلم و بزه‌کاری ملکه‌ی او شده باشد و چنین فردی (یعنی شخص ظالم به نفس خود) نیاز حتمی و فوریِ خودش به کار نیک را می‌داند و می‌بیند و می‌فهمد ولی توانایی انجام آن را ندارد ... همانند کسی که فلج شده است ولی دوست دارد که راه برود، ولی نمی‌تواند. هر کسی باید پایِ راه رفتن خود را از دنیا با خودش به برزخ ببرد وإلا در آنجا پایی برای حرکت به إنسان داده نمی‌شود ...

و بلکه بالاتر، هر کسی بنابر ملکه‌ای که در خود إیجاد کرده است، در برزخ با همان ملکه بألإجبار أعمالی را انجام خواهد داد ... منظور از جبر این نیست که از خارج او را مجبور کنند، بلکه إمتدادِ همین زندگی دنیایی اوست،... همانند توپی که در خلأ رها می‌شود که تا زمانی‌که مانعی برای آن توپ نباشد، به همان سرعت خودش إدامه می‌دهد ولو اینکه آن توپ خودش نخواهد ... فرد برزخی گریزی و مفرّی از خودش ندارد و در برزخ نیز به همان أعمال دنیایی خودش مشغول خواهد بود ... وإشتغال او بسیار کم‌سو و فروغ است که تعبیر به چکه‌چکه کردن آب از شیر برای آبیاری شده است در حالیکه در دنیا به راحتی و بدون زحمت می‌توانسته به هر طریقی که تمایل داشته است آبیاری کند ...

علیکم السلام جناب آقای حجه الاسلام و المسلمین نوروزی  گرانقدر  

در این ارتباط تفاسیر زیادی مرتبط با آیه معروف ذر وجود دارد. سوره اعراف (7) (172) و (173) به صراحت به این موضوع پرداخته است . (واذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم من ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالو بلی شهدنا .....)  و نیز آیات دیگری که ناظر بر خلقت پیشین انسان است از جمله آیه هل آتی ؛ آیه 101 سوره اعراف ، سوره روم آیه 30 و همچنین روایات تفسیری در توضیح آیه (فطره الله التی فطر الناس علیها) و سایر تفاسیر موجود .. برای توضیح بیشتر به فصلنامه سفینه مربوط به مطالعات قرآن و حدیث تابستان 1389 شماره 27  ص 170 مراجعه بفرمائید . 

آقای دکتر تیزفهم فرد ...

مشخصا سؤال من درباره‌ی مواردی است که بدون سند ذکر شده است (بدن إنسان در عالم ذر خلق شده است - ذریه‌ی حضرت آدم از پشت او بیرون کشیده شدند - به صورت ذرات معلق در هوا پراکنده شدند - آنها در عالم ذر به معرفت دست یافتند و سپس توحید را إنتخاب کردند) ...

و منظور من از سند آن بود که آیه‌ای یا روایتی یا إجماعی که بین مفسرین است إرآئه گردد. مشخص است که مقاله‌ای در مجله‌ای به قلم فردی گمنام، محل إعتبار نیست. در هر صورت به مقاله‌ی مورد إشاره نیز مراجعه شد که متأسفانه مملو از إرجاعات بدون سند و أغلاط فاحش در بسیاری موارد بدون إرحاع است. موارد نقض به شرح زیر است؛

- ذریه‌ای که بیرون کشیده شده است از صلب حضرت آدم نبوده است بلکه از صلب فرزندان حضرت آدم بوده است ... قرآن کریم فرموده: مِن ظُهورِهِم ... از "پشت‌هایشان" و نفرموده؛ مِن ظُهورِه ... از "پشت حضرت آدم" ... به عبارتی؛ ذریه‌ی مردم از پشت همان مردم بیرون کشیده شده است نه از پشت حضرت آدم ...

- فرموده‌اید؛ "آنها در عالم ذر به معرفت دست یافتند و سپس توحید را إنتخاب کرده‌اند" ... لازمه‌ی معرفت، عقل است و عقلی می‌تواند شهادت به توحید دهد که "عملی" باشد (عقل عملی) و "عقل عملی" تنها در همین دنیا متحقق می‌گردد ... یعنی إنسان تنها در زندگی إجتماعی است که با إرتکاب أعمال مختلف به تشخیص خوب و بد و سود و زیان می‌رسد ... اگر معتقد به این باشیم که در عالم ذر نیز (با توجه به گفت‌وگوی بین خدا و مردمان)، "عقل عملی" به کار گرفته شده است، لازم است تا جهت إتمام حجت خداوند بر مردمان در آن عالم، یک عالم ذر دیگری برای آن عالم متصور شد و بر همین قیاس، عالم ذر سوم و إلی ألآخر و این مبتنی بر تسلسل می‌گردد که باطل است ...

- فرموده‌اید؛ "بدن إنسان در عالم ذر خلق شده است" گذشته از اینکه إرواح قبل از أجساد آفریده شده‌اند و شهادت در عالم ذر قبل از خلق أجساد بوده است، شهادت در عالم ذر نیاز به جسم ندارد تا وابسته به آن باشد بلکه این شهادت در نفس و روح إنسان است که إتفاق می‌افتد وإلا اگر مشروط به جسم می‌بود بعد از مرگ إنسان که جسد نابود می‌گردد، شهادت در عالم ذر نیز تأثیر خود را از دست می‌داد ...حدأکثر اینکه روایاتی موجود هست که می‌فرمایند؛ خداوند از همان خاکی که خلایق را آفریده، ذریه‌ی حضرت آدم را خارج کرده است. و در این روایات إشاره‌ای به خلق أبدان و أجسام مردم در عالم ذر نشده است ...

- فرموده‌اید "به صورت ذرات معلق در هوا پراکنده شدند" ... اینکه کمیت عالم ذر چگونه است زیاد مهم جلوه نمی‌کند ... مهم این است که این شهادت إتفاق افتاده است ... چه به صورت ذرات مثل گرد و غبار و یا ذره‌ای مانند اتم و مولکول و یا غیر اینها ... دانستن اینکه آن ذره چه بوده فایده‌ای در فهمِ شهادتِ در عالم ذر ندارد تا چه برسد به اینکه آن "ذرات در فضا پخش بوده باشند" ...

با تشکر از شما ...

 سلام تشکر از تمامی عزیزان مطالب مفید بودن

جناب نورزی همن طور که نوشتید :(قلم تقدیر نسبت به آنچیزی که باید إتفاق بیفتد خشک گردیده است و آنچه که باید إتفاق بیفتد، إتفاق افتاده است و مکتوب گردیده است و اکنون موجود است و تنها در حال جریان و پیاده‌سازی است ... عالم ذر، عالم دنیا و عالم آخرت هر سه یک چیز را نشان می‌دهند. منتها با تعابیر متفاوت و هر کدام از زاویه‌ای مخصوص به خود ...) 

اختیار و ارده انسان کجا هست اگر zip موجود در عالم ذر در دنیا در حال extract باشد؟

شاید همانطور که جناب شمشیرگر گفتن:( در عالم ذر، جایگاه‌های مختلفی به انسان عرضه می‌شود و این خود انسان است که می گوید می خواهد در دنیا، در کدام موقعیت قرار بگیرد.)

اختیار در انتخاب فایل zip با انسان باشد.

ممنون میشم که این ابهام برام  بر طرف کنید.

 

 

سلام آقای شاهسونی ...

خدمتتان عارض هستم که؛ گزینه‌ی زمان را حذف نمایید ... وقتی زمان را حذف نمایید، عوالم مختلف (لوح، قلم، عرش، کرسی، نور، عقل، ذر، دنیا، برزخ، قیامت، بهشت یا جهنم) همگی حاضر و ناظر می‌گردند (کما اینکه واقعا و هم‌اکنون چنین است) ... هر فعلی که در این دنیا با إختیار انجام می‌دهید، بلافاصله گزارشش در عالم ملکوت و ذر ثبت می‌گردد ... عالم ذر گزارش أفعال إختیاری شما در دنیا (ناسوت) است (فارغ از زمان و مکان) ... در ذر شما إنتخابی نداشته‌اید، بلکه به حسب رفتار خودتان در این دنیا در آنجا گزارش‌گیری و گزارش‌دهی می‌شود ... حتا کلمه‌ی "بلی" که همگان در ذر به آن إقرار داشته‌اند، بازگشت به فطرت حقیقت‌جو و خداجوی إنسان است که هیچکس از آن گریزی ندارد و همگان (حتا کافران و ملحدان) در باطن و ورای رفتار خود، شهادت به یگانگی خداوند متعال می‌دهند ولو اینکه خود إقرار به آن نداشته باشند ... و این همان معنای یسبح لله ما فی ألسماوات و ألأرض است ...

تمام رفتارهای إنسانها جلوه‌ای از جلوات خداوند است ... حتا مثلا یک شعر مبتذلی هم که فردی لاابالی می‌خواند هم همین طور است ... زیرا او در صدد نمایش کمال و ذوق هنری خود است و هرآنچه که زیبایی در این دنیا وجود دارد از ذات خداوند متعال است، پس او خداوند متعال را فریاد می‌زند... ألله جمیل و یحب ألجمال ... ألله نور ألسماوات و ألأرض ... هیچ زیبایی و جمالی غیر از خداوند وجود ندارد ... حتا یک خانمی هم که در صدد نمایش زیبایی‌های خود است و طنازی می‌کند، او هم در حال فریاد زدن خداوند متعال است ... جمال مه‌رویان تاب مستوری ندارد ... تعابیری هم که در لسان شعرا و عرفا از بیان می و میخانه و چشم و ابرو و ... دیده می‌شود از همین سنخ است ... هیچ مکان و رفتار و گفتاری در این دنیا وجود ندارد، مگر اینکه جلوه‌ی از خداوند است ... فأینما تولوا فثم وجه ألله (به هر طرف روی کنید وجه خداوند را می‌بینید) ...

با آرزوی موفقیت برای شما ...

برای ارسال پاسخ شوید.