کارت بین‌المللی (عضویت ویژه)

کشتیِ اندوهم از بی‌مهری روزان به اشک آشنایی را فراموشید و گلو، پهلو گرفت قندگاه کودکی را زهر، آکند و گریخت نازنین رؤیای او را دزدک زالو گرفت (محمدنبی خرمی)

دیده‌ای نوسبزه می‌میرد ز بارانِ بهار؟ شهوت ابر جوانی می‌کُشد فانوس چشم کودکی آغاز عشق من به رویت کاش بود دیده‌ام را می‌گشود آوازت از ناقوس چشم (محمدنبی خرمی) ‏#بداهه ‏#عشق ‏#پاکی ‏#پاکدامنی ‏#پارس ‏#پارسا ‏#پارسایی ‏#ادب ‏#فرهنگ ‏#زبان_فارسی ‏#شعر ‏#غزل ‏#ایران

روی چون ابر تو خورشیدِ فروزان بگرفت می‌هراسم که نمازم ببرد آیت دوست آورَد هرچه سرم چرخِ روان باکی نیست تا که بالاست مرا دست خدا، رایت دوست (محمدنبی خرّمی) ‏#بداهه ‏#شعر ‏#قطعه ‏#پارسی ‏#پارس ‏#ایران ‏#درفش ‏#عشق ‏#ایمان ‏#ادب

ماهیِ هرمز مخور غم! تُنگِ تو دریای ماست خون پاک کودکان ساحلت فردای ماست در خلیج پارس، اهریمن نمی‌پاید ز دیر دیو را کِی خانه اندر پاک‌بومِ جای ماست؟ 《محمدنبی خرمی》 ‏#بداهه ‏#شعر ‏#غزل ‏#تنگه_هرمز ‏#کودکان_میناب ‏#خلیج_فارس ‏#جنگ_رمضان ‏#پارسی

دَلا'دا'م گا'شکَه اَ دَروا چِلِ اِشکَت اَخَتا'م خا'و خَش هُرمهٔ لَشتا'د نِخَشُم باد و بَرو 《محمدنبی خرمی》 ترجمه به پارسی: ای کاش پرنده‌ای در دره‌ای میان غاری بودم و می‌خوابیدم؛ خواب خوبم‌ خرمای (رقم) لشت بود و خواب بدم (توفان) باد و باران🥲 #زبان_نخست #زبان_اچمی #شعر

بر پایه‌ی باور همه‌ی مسلمانانِ قرآن‌باور، پیامبر اسلام به جان و به روان در یک شب از مسجد الأقصا به آسمان‌ها رفت؛ سه خانگاه سپندِ آیین اسلام ، همگی مسجدند و در فرهنگ و ادبِ ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارند. فرزانه، خاقانی شروانی: عشق‌بازان که به دست آرند آن حلقه‌ی زُلف دست در سلسله‌ی مسجد اقصیٰ بینند...