تلفظ‌های رایج غلط و صحیح آنها؛ - خواب زن چپه. - خواب ظن چپه. - گرگ باران دیده. - گرگ بالان دیده (تله‌ی مرگبار). - بعض شما نباشه. - به از شما نباشه. - طاق زدن. - تاخت زدن (معاوضه). - جد و آباد. - جد و آبآء. - پیش قاضی و معلق‌بازی. - پیش غازی (بندباز) و معلق‌بازی. (إدامه در کامنت) ...

- بسمه تعالی. - بإسمه تعالی. - بر علیه. - علیه. - أشعه‌ها. - شعاع‌ها. - أقشار. - قشرها. - تهویه هوا. - تهویه. - حِقارت. - حَقارت. - خِلل. - خَلل. - دَلیر. - دِلیر. - زَفاف. - زِفاف. - سُجده. - سَجده. - شَفاهی. - شِفاهی. - شَمّه. - شِمّه. - صِدارت. - صَدارت. - ضِخامت. - ضَخامت. - ضِمانت. - ضَمانت. - عَلاج. - عِلاج. - عِداوت. - عَداوت. - عَراق. - عِراق. - عَطر. - عِطر. - عمّان. - عمان (بدون تشدید). - عَنّاب. - عُنّاب. - عَیان. - عِیان. - عَیادت. - عِیادت. - غِفلت. - غَفلت. - فِصاحت. - فَصاحت. - کافَر. - کافِر. - گنجشگ. - گنجشک. - گرام. - گرامی. - لشگر. - لشکر. - مَحال. - مُحال (غیرممکن). - مزّه. - مزه (بدون تشدید). - هِدیه. - هَدیه. - وِجاهت. - وَجاهت. - ملَک (فرشته). - ملِک (شاه). - ملَکه (صفت استوار یافته در جان). - ملِکه (پادشاه زن). - مِهر (ماه هفتم). - مَهر (صداق). - کاندیدا (داوطلب). - کاندید (ساده‌دل). - فَراست (اسب سواری ماهرانه) - فِراست (هوشیاری). - فَراق (جدایی). - فِراغ (آسودگی). - نِما (ظاهر چیزی). - نَما (رشد). - آخَر (دیگر). - آخِر (پایان). - أحیآء (زندگان). - إحیآء (شب‌زنده‌داری). - أخَوان (دو برادر). - إخوان (چند برادر). - بالن (حیوان دریایی). - بالون (وسیله‌ی پرواز). - بِلال (نام إنسان). - بَلال (نام میوه). - جَنان (قلب). _ جِنان (بهشت‌ها). - حلیم (بردبار). - هلیم (غذا). - زَوّار (یک نفر). - زُوّار (چند نفر). - شِهاب (ستاره). - شَهاب (آب سرخ رنگ). منبع؛ درسنامه نگارش - سید محمدحسن جواهری


4

با سلام و عرض ادب ، مطالب بسیار مفید است ممنون موفق باشید


2

بسیار ممنون و متشکر... عالی بود


2