از دیدگاه متفکران غربی، فرهنگ سیاسی ضامن ثبات، مشروعیت و دموکراسی است و از منظر متفکران اسلامی، فرهنگ سیاسی با اخلاق، فضیلت و مسئولیت اجتماعی پیوندی عمیق دارد.

فرهنگ سیاسی الگوی نگرش‌های فردی نسبت به نظام سیاسی و نقش فرد در آن است.گابریل آلموند

اهمیت فرهنگ سیاسی 1.تعیین‌کننده نوع رفتار سیاسی مردم 2.مؤثر در ثبات یا بی‌ثباتی نظام سیاسی 3.نقش کلیدی در موفقیت یا شکست دموکراسی

عناصر اصلی فرهنگ سیاسی 1.نگرش به قدرت و حکومت (اطاعت، نقد، مشارکت) 2.میزان آگاهی سیاسی 3.احساس کارآمدی سیاسی (باور به تأثیرگذاری فرد) 4.الگوی مشارکت سیاسی (رأی، حزب، اعتراض، بی‌تفاوتی) 5.اعتماد یا بی‌اعتمادی سیاسی

فرهنگ سیاسی مجموعه نگرش‌ها و باورهای مردم درباره سیاست و حکومت است که رفتار سیاسی آن‌ها را شکل می‌دهد. ۱.فرهنگ تبعی: مردم سیاست را دور از زندگی خود می‌دانند ۲.فرهنگ محدود: مردم سیاست را می‌شناسند اما دخالت نمی‌کنند ۳.فرهنگ مشارکتی: مردم سیاست را می‌شناسند و در آن مشارکت فعال دارند

نخبگان علمی، ستون عقلانیت نظام سیاسی‌اند. توسعه‌ی سیاسی بدون مشارکت آزاد، خلاق و نقاد نخبگان علمی، ناقص خواهد بود. به بیان دیگر: نخبگان علمی = موتور فکری توسعه سیاسی سیاست بدون علم = تصمیم‌گیری بدون چشم و گوش

مقایسه سوشال لیبرالیسم غربی و سوشال لیبرالیسم اسلامی هر دو دیدگاه به دنبال ترکیب آزادی +عدالت اجتماعی هستند اما تفاوت در این است که: در غربی، محور انسان و قانون است. در اسلامی، محور اخلاق، ایمان و عدالت دینی است.

سوشال‌لیبرالیسم اسلامی یعنی پیوند «آزادی و دموکراسی مدرن» با «عدالت و اخلاق اسلامی» برای ساختن جامعه‌ای آزاد، عادل و معنوی.

جنون در افراد نادر است، اما در گروه‌ها، احزاب، اقوام و ادوار یک قاعده است!فریدریش نیچه

به اعتقاد ماکس وبر رابطه میان حکم و اطاعت مردم از حاکم اگر ناشی از کنش عقلانی و هدفمند باشد، سلطه بوروکراتیک و قانونی شکل می‌گیرد و اگر رابطه حکم و اطاعت مبتنی بر عاطفه و ارادت شخصی باشد، سلطه کاریزمایی شکل می‌گیرد، و از رابطه حکم و اطاعت که مبتنی بر سنت‌ها است سلطه یا سیاست سنتی شکل می‌گیرد.