چند سال پیش این رو در یک مجله خوندم: نزدیک یه دکه روزنامه منتظر بودم یه نفر هم ایستاده بود تخمه می‌خورد و تیتر روزنامه‌ها رو می‌خوند. یه کم که گذشت اطرافش به شعاع 50سانت پر شد از پوست تخمه! بهش گفتم: آخه این کار درسته؟ با تعجب گفت: چه کاری؟! به زمین اشاره کردم، باز گفت: چی شده؟ گفتم:(ادامه در کامنت)

سطل آشغال کنارتونه! یهو انگار تازه متوجه شده گفت: ببخشید ببخشید. فهمیدم اصلا به اینکه این کار درست نیست فکر نکرده! بعضی وقتا که از رفتارهای دیگران حرص می‌خوریم و بعضا خونمون به جوش میاد، ممکنه عمدی نداشته باشن، شاید اصلا متوجه نیستن که رفتارشون برای بقیه آزار دهنده است!


4