کارت بین‌المللی (عضویت ویژه)

سَـر آن نـدارد امـشـب کـه بــرآیـــد آفـتــابـی چـه خیـال‌ها گـذر کـرد و گـذر نکرد خوابی سَــرم از خــدای خـواهـد که به پایش اندر افتد کــه در آب مُــرده بـهـتـر که در آرزوی آبی


2

قدردان توجه شما


1

سعدی! خیالِ بیهُده بستی، امیدِ وصل هجرت بکُشت و وصل، هنوزت مصوّر است ----- زنهار از این امیدِ درازت که در دل است! هیهات از این خیالِ مُحالت که در سر است!


2