نظر-پارسا-ژنده-پیل-در-مورد-دانشگاه-تهران


دانشگاه تهران درست در دل شهر قرار گرفته؛ همین قرار گرفتن در قلب تهران، تجربه‌ی رفت‌وآمد را برای بیشتر دانشجوها ساده‌تر و قابل‌پیش‌بینی‌تر می‌کند. از سمت میدان انقلاب، ورودی اصلی همیشه پر از جنب‌وجوش است؛ مترو انقلاب با خروجی‌هایی که تقریباً تو را پای سردر پیاده می‌کنند، BRT مسیر آزادی–ولیعصر و اتوبوس‌هایی که از خیابان‌های کارگر، قدس و بلوار کشاورز عبور می‌کنند، همه رفت‌وآمد را برای صبح‌های شلوغ و عصرهای خسته‌کننده آسان کرده‌اند. کافی‌ست چند دقیقه قدم بزنی و از میان حجره‌های کتاب‌فروشی و دست‌فروش‌ها عبور کنی تا ناگهان از شلوغی خیابان وارد فضایی آرام‌تر و منظم‌تر شوی؛ محیطی که از همهمه‌ی شهر فاصله دارد اما همچنان ضرب‌آهنگ زندگی تهران را در خودش نگه داشته است. وقتی وارد پردیس می‌شوی، فضای سبز، مسیرهای پیاده‌روی و ساختمان‌های قدیمی‌تر و جدیدتر با هم آمیخته‌اند. جاهایی مثل باغ‌موزه، حیاط دانشکده حقوق یا مسیرهای خلوت پشت دانشکده ادبیات، هر کدام شخصیت متفاوتی دارند. بعضی روزها، دانشجوها روی نیمکت‌ها نشسته‌اند و مشغول تمرین ارائه‌اند؛ بعضی روزها کافه‌های کوچک داخل دانشکده‌ها تبدیل به پاتوقی برای پروژه‌ها، بحث‌های دوستانه و استراحت بین کلاس‌ها می‌شوند. این تضاد «شلوغی بیرون» و «آرامش نسبی داخل»، یکی از تجربه‌های منحصربه‌فرد دانشگاه است. خوابگاه‌ها، مخصوصاً کوی دانشگاه در امیرآباد، بخشی جدانشدنی از این تجربه‌اند. کوی فضای بزرگی دارد؛ محوطه‌ای پر رفت‌وآمد، با بوفه‌ها، زمین ورزشی، صف سالن غذا و مسیرهایی که هر شب پر از بحث‌های شبانه‌ی دانشجوهاست. اتاق‌ها معمولاً چندنفره‌اند و کیفیت امکانات شاید خیلی لوکس نباشد، اما قابل قبول و کاربردی‌اند. ماجرای هم‌اتاقی، همان‌طور که معمولاً اتفاق می‌افتد، گاهی طنزآمیز است و گاهی چالش‌برانگیز: یکی شب‌ها تا دیر وقت لپ‌تاپش روشن است، یکی صبح خیلی زود بیدار می‌شود، یکی نظم وسواس‌گونه دارد و یکی همیشه دنبال شارژر است. اما در نهایت، بیشتر وقت‌ها بین بچه‌ها رابطه‌ای دوستانه شکل می‌گیرد؛ خاطرات مشترک، شب‌های امتحان، پخت‌وپزهای دسته‌جمعی و بگو‌وبخندهای اتاق، بخشی از زندگی دانشجویی می‌شود. خوابگاه‌های دختران معمولاً آرام‌تر، منظم‌تر و کنترل‌شده‌ترند، اما همان حس هم‌زیستی و همراهی در آنها هم دیده می‌شود. از لحاظ امکانات علمی، دانشگاه تهران همچنان جایگاه قابل‌توجهی دارد. کتابخانه مرکزی، با سالن‌های وسیع مطالعه و آرشیو گسترده، برای روزهای سنگین پژوهش پناهگاه مطمئنی است. در هر دانشکده هم کتابخانه تخصصی وجود دارد که معمولاً منابع دقیق و مرتبط با رشته‌ها را پوشش می‌دهد. آزمایشگاه‌های فنی، مهندسی و علوم پایه تجهیزات نسبتاً به‌روزی دارند و برای بسیاری از پروژه‌ها، ابزار لازم پیدا می‌شود؛ البته کیفیت آزمایشگاه‌ها بسته به دانشکده متفاوت است، اما در مجموع فضا برای کار عملی فراهم است. بیشتر کلاس‌ها مجهز به پروژکتور، سیستم صوتی و تجهیزات استاندارد آموزشی‌اند، هرچند بعضی ساختمان‌های قدیمی هنوز حال‌وهوای کلاس‌های دهه‌های قبل را حفظ کرده‌اند. زندگی اجتماعی دانشگاه تهران همیشه در حال جریان است؛ گاهی به شکل رویدادهای رسمی و گاهی به شکل خودانگیخته. انجمن‌های علمی تقریباً در تمام رشته‌ها فعال‌اند؛ از کارگاه‌ها و سمینارهای کوچک گرفته تا مسابقات علمی و پروژه‌های مشترک. کانون‌های فرهنگی – مثل کانون تئاتر، موسیقی، ادبیات، فیلم و عکس – هر ماه چند برنامه برگزار می‌کنند. نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها، نقد و بررسی کتاب، اجراهای کوچک موسیقیایی و حتی مناظره‌های دانشجویی، بخشی از جریان همیشگی پردیس است. سرظهرها، در مسیرهای پررفت‌وآمد، غرفه‌های انجمن‌ها و فعالیت‌های صنفی دیده می‌شود که دانشجوها را به برنامه‌ها یا بحث‌هایشان دعوت می‌کنند. این‌که دانشگاه درست کنار خیابان انقلاب و نزدیک مرکز فرهنگی تهران است، سبک زندگی دانشجویی را تغییر می‌دهد. کافی‌ست بعد از کلاس با چند نفر راهی کافه‌های خیابان انقلاب شوی، یا قدم‌زنان به سمت کتاب‌فروشی‌ها و چاپخانه‌ها بروی. بسیاری از دانشجوها عصرها خودشان را به تئاتر شهر، سینماهای اطراف، جلسات شعر و موسیقی یا کنسرت‌های کوچک دانشجویی می‌رسانند. نزدیکی دانشگاه به مراکز فرهنگی باعث می‌شود مرز بین دانشگاه و زندگی فرهنگی شهر کم‌رنگ شود؛ انگار بخشی از تربیت دانشجو، ناخودآگاه در همین رفت‌وآمدهای روزانه شکل می‌گیرد. در مجموع، دانشگاه تهران فقط مجموعه‌ای از کلاس و آزمایشگاه نیست؛ ترکیبی‌ست از تجربه‌های شهری، فعالیت‌های دانشجویی، فضای علمی و روابط دوستانه. جایی است که همزمان هم از شلوغی تهران انرژی می‌گیرد و هم در دل خود فرصت‌هایی برای تمرکز، رشد و تجربه‌های جدید فراهم می‌کند.