برای داشتن شهروندان اخلاق گرا چه باید کرد؟

گروه الهیات و معارف اسلامی

برای داشتن شهروندان اخلاق گرا چه باید کرد؟ گفت وگوی شفقنا با مسعود بسیطی شفقنا- مدیرمسوول بنیاد علمی فرهنگی محمد (ص) درباره قانونگرایی و اخلاق اظهار کرد: اگر بتوانیم مبانی اخلاقی، شیوه زندگی و تربیتی دین اسلام را بازشناسی کنیم، به نتایج بهتری خواهیم رسید و برای رسیدن به نتیجه بهتر قوانین مکانیکی راه درستی نیست بلکه باید برروی اخلاق نهادینه شده در افراد کار کنیم. مسعود بسیطی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و مدیرمسوول بنیاد علمی فرهنگی محمد (ص) در گفت و گو با خبرنگار شفقنا، درباره علل و ریشه های قانون گرایی در جوامع توضیح داد: در جوامع بشری دو نوع قانون گرایی وجود دارد؛ قانون گرایی بنیادین یا وجدان اخلاق که من از آن به قانونگرایی متعالی یا ارگانیکی تعبیر می کنم و قانونگرایی سلبی، ایجابی که من از آن به قانونگرایی مکانیکی تعبیر می کنم. او ادامه داد: امروزه در تمدن غرب و کشورهای پیشرفته از نظر صنعتی، معمولا با قانون گرایی نوع دوم یعنی قانونگرایی مکانیکی مواجه هستیم. مجموعه بایدها و نبایدهایی که یک فرد باید در جامعه رعایت کند وگرنه با جریمه وتنبیه های متنوع روبرو می شود. این کارشناس امور تربیتی درباره شیوه زندگی ایرانیان و غربی ها گفت: برخی معتقدند، روش زندگی ایرانیان قانون مدار نیست اما مردم در غرب قانونگراتر هستند و بیشتر به قانون احترام می گذارند. آیا این تفکر صحیح است؟ اگر پاسخ مثبت است ریشه این موضوع در کجاست؟ با مطالعه و پژوهش میدانی و علمی با این حقیقت مواجهیم که ریشه قانونگرایی بیشتر در برخی جوامع ناشی از قوانین سختی است که در جغرافیای سرزمینی شان حاکم است. برای مثال در آمریکا اخیرا پس از بروز یک حادثه طبیعی مثل سیل، آمار خشونت و سرقت به طور وحشتناکی افزایش پیدا می کند. بسیطی درباره حضور ناظران قانون تصریح کرد: پس به این نتیجه می رسیم، مردم در این مناطق تا زمانی قانون مدار هستند که مجریان یا ناظران قانونی حضور دارند. تا وقتی که چشم های ماموران پلیس یا دوربین های الکترونیکی مراقب آنها هستند، دست از پا خطا نمی کنند. چرا؟ چون هزینه تخلف بسیار سنگین است اما وقتی بر اثر حوادثی مانند سیل یا زلزله برق شهر قطع می شود؛ برخی از این افراد متمدن و قانون گرا که از نظر ما بسیار قانون مدار هستند، تبدیل به خشن ترین و بی اخلاق ترین انسان ها می شوند! گاهی حتی از کارهایی مثل قتل، تجاوز و دزدی هم روی نمی گردانند. این یک نوع فرهنگ قانون گرایی است. هر چه تعداد دوربین های ناظر بر مردم بیشتر شود، می توان افراد را بیشتر محدود و قانون گرا تر کرد اما در تربیت دینی و وجدانی این نوع قانون مداری ارزشی ندارد. قانون گذاران برای مهار افراد قانون های ایجابی و سلبی را تدوین می کنند این کارشناس ادیان و فِرَق در خصوص قانون های مکانیکی، ایجابی و سلبی عنوان کرد: معمولا قانون گذاران برای اداره و مهار مردم قانون های مکانیکی را تدوین می کنند. طبعا هر قدر هم قدرت مجریان قانون بیشتر باشد مردم نیز بیشتر تن به اجرای قوانین می دهند. اجرای این چنینی قوانین بد نیست اما اینها معمولا قوانینی نیستند که درون افراد نهادینه و ماندگار باشند و با بر طرف شدن ناظران و مجریان قانون به سرعت به فراموشی سپرده می شوند. ایده آل این است که ما به دنبال قوانینی باشیم که درون افراد نهادینه شده باشد و فرد به صورت خودآگاه طبق ارزش های درونی شده زندگی کند. برای اینکه این اتفاق رخ دهد باید به ریشه های تربیت و اخلاق بازگردیم. معنای اخلاق چیست؟ نویسنده کتاب «چگونه عاقل تر باشیم» با اشاره به تعریف اخلاق بیان کرد: اخلاق به معنی خُلق و سرشت است. در دیدگاه عوام، سرشت همان سرنوشت فرد است و اصلا قابل تغییر نیست. اما آیا واقعا نمی توانیم سرشت آدمیان را تغییر دهیم؟ آیا می توان خُلق و سرشت افراد را دستکاری و اصلاح کرد؟! فطرت و سرشت الهی همه انسان ها مشترک است. هر مولودی که در هر نقطه ی جهان متولد می شود برفطرت خداشناسی و شناخت خیر و شرّ به دنیا می آید. یکی از معانی فطری بودن هم این است که بنیان های اخلاق در فرد قرار داده شده است و فرد به امور خوب تمایل دارد. قرآن کریم این حقیقت را چنین به ما تذکر می دهد: «فَاَلهَمَها فُجورَها و تَقویها» (سوره شمس آیه ۸) پس خداوند مهربان قانونی اخلاق گرا و بستر قانونگرایی مثبت را در وجود آحاد انسانها قرار داده است. به عکس آنچه عموم مردم تصور می کنند می توان در سرشت و خُلقیات افراد تغییر ایجاد کرد. مدیر مسوول بنیاد علمی فرهنگی محمد(ص) با بیان اینکه می توان در سرشت افراد تغییراتی ایجاد کرد گفت: طبع و سرشت قابل اصلاح و دستکاری است. اگر ما به منابع عالی دینی خودمان باز گردیم و دین را از جنبه تعبّدی صرف خارج سازیم، می توانیم راه های مختلفی برای مسایل امروز خودمان بیابیم. باید برای پاسخ به سوالات جوانان از جنبه عقلانی دین بهره بگیریم نسل جوان امروز حاضر نیست دین را به شکل تعبّدی بپذیرد، برای اینکه دین را بپذیرد یا رد کند به دنبال مبانی عقلانی برای قبول یا ردّ دین است. اگر ما به دنبال کنکاش عقلانی دین می رفتیم به نقاط بسیار مثبت و خوبی می رسیدیم . سرشت افراد را می توان قبل از تولد تغییر داد بسیطی با اشاره به پژوهش های روانشناسان غربی توضیح داد: امروز پس از قرنها سعی و خطا، مکاتب روانشناسی غربی با پژوهش های تجربی به این نتیجه رسیده اند که فرزند در دوره جنینی آموزش پذیر است. این در حالی است که در ۱۴۰۰ سال پیش، چنین مواردی را در تعالیم دینی خود داریم. غربی ها اغلب به دنبال آموزش هستند و مقوله ای به نام تربیت و پرورش را هنوز هم جدی نگرفتند. اما امروز این افراد بسته های آموزشی در اختیار مادران قرار می دهند که شامل تصاویر و صداهای مختلفی است. چرا که به تجربه یافتند که این صداها و تصاویر روی جنین تاثیر می گذارد. او ادامه داد: ما حتی قبل از تولد می توانیم سرشت افراد را تغییر دهیم و اصلاح کنیم. برای مثال در روایات تربیتی، دینی داریم: زمانی که می خواهیم همسر خود را انتخاب کنیم، توجه کنیم تا شریک زندگی ما غیر از صورت زیبا از سیرت زیبایی هم برخوردار باشد. چون ژنها، طبع و سیرت پدر و مادر در فرزند تاثیر مثبت یا منفی دارد. بنابراین در سرشت فرزندان می توان تاثیر مستقیم و مثبتی داشت. باز در متون دینی خودمان داریم که وقتی جوانی می خواهد به خواستگاری برود، از گناهان خودش نادم و پشیمان باشد و توبه کند؛ از خداوند طلب آمرزش کند تا فرزندان صالحی از همسر خود به آنها اعطا شود. IMG_20160327_191546 برای بستر سازی تربیت نسلی اخلاق گرا چه باید کرد؟ این کارشناس ادیان و فِرَق باتوجه به متون تربیتی در مکتب اهل بیت برای تاثیرگذاری بر جنین افزود: در متون تربیتی مکتب اهل بیت به مادران باردار توصیه می گردد در این دوره از خوراکی های طیب و خاصی استفاده کنند که نه تنها در زیبایی آنها تاثیر دارد، بلکه در سرشت و رشد عقلی آنها هم موثر است. طبیعتا این نوزاد با سرشتی خوب متولد خواهدشد. پیامبر و ائمه ما در ۱۴ قرن پیش، توصیه هایی را برای قبل، حین و پس از بارداری دارند بنابراین اخلاق و سرشت افراد را می توان قبل از تولد تغییر داد. پس از تولد هم با الگوی تربیتی صحیح می توان در سرشت کودک تاثیر گذاشت. حلال یا حرام بودن روزی در این زمینه بسیار تاثیرگذار است. بسیطی تصریح کرد: انتخاب همسر، زمان انعقاد نطفه، دوره بارداری و تربیت صفر تا چهارده سالگی همه و همه در تربیت سرشت و اخلاق همه جزو عوامل تاثیرگذار در تربیت، اخلاق و قانونگرایی ماست. این کارشناس علوم تربیتی توضیح داد: اگر ما برای تولد نوزادی با سرشت خوب با رعایت موارد بالا تلاش نکنیم، بستری را مهیا کردیم تا احتمالا آن طفل بعدها اصول اخلاقی و اجتماعی را زیر پا گذارد. اگر کودکی با خُلق و سرشت خوب متولد شود، قطعا اجتماعی بهتر و قانونگرا تر خواهیم داشت. این استاد دانشگاه با بیان اینکه همه مخلوقات با فطرت خداشناسی متولد می شوند، اظهار کرد: طبق کلام فرستاده خدا هر مولودی که متولد می شود بر فطرت متولد می شود، خداشناس و حق شناس است. پایه ای از علم و فهم دارد. کودک با تمام این صفات متولد می شود، اما متاسفانه هنوز هم در بسیاری از مکاتب تربیتی ما معتقدیم که کودک لوح سپید است و باید به او آموزش داد. ولی در مدل تربیت دینی ما متذکر می گردیم که کودک لوحی سپید نیست بلکه واجد بسیاری از مبانی اساسی رشد و تعالی است. متاسفانه ما وقتی کودکی به دنیا می آید به جای اینکه داشته های آن را تقویت کنیم تمام داشته های او را پاک می کنیم! چگونه این اتفاق می افتد؟ او باتوجه به به روایتی از امام صادق(ع) بیان کرد: امام صادق(ع) می فرمایند: درنده ترین حیوانات نفس انسان است؛ اگر نفس انسان با سرشتی صحیح تربیت نشود وحشی تر از یک گرگ درنده خواهد بود. اما اگر سرشت انسان ها تربیت شود متعالی ترین موجود و حتی اشرف از فرشتگان است. خودخواهی ها و خودپسندی های ما هم محصول عدم تربیت صحیح نفس است. بسیطی مبانی و داشته های فطری افراد را بسیار مهم دانست و افزود: قوانین ایجابی و سلبی ما محصول تفکر مجریان قانون برای کنترل جوامع است اما مبانی وجدانی و فطری در فطرت همه انسان ها وجود دارد. متاسفانه به جای اینکه ما داشته های درونی کودکان را تثبیت و تقویت کنیم آنها را از بین می بریم؛ به تعبیر حضرت رسول(ص) این پدر و مادر هستند که ارزش های نهادینه و داشته های درونی و خدادادی کودک را از بین می برند و طفل را یهودی، مسیحی و… می کنند. در حالی که طفل با همین فطرت می توانند در مسیر تعالی و رشد قرار گیرد و با تربیت صحیح، به کمال سعادت دنیوی و اخروی نائل شود. این استاد دانشگاه درخصوص تمایلات والدین در تربیت فرزندان تاکید کرد: ما متاسفانه، بر اساس خواسته ها و تمایلات خودمان که ممکن است اشتباه هم باشد فرزندانمان را تربیت می کنیم. پس این والدین هستند که با نابود کردن مبانی فطری و به اصطلاح فرمت کردن او کودک را یهودی، مسیحی یا مسلمان شناسنامه ای، می کنند. اصطلاحا به جای ویندوز اوریجینال از برنامه ای قفل شکسته و بدلی برای تربیت طفل استفاده می کنند. بجای اینکه قوانین مکانیکی را سخت تر کنیم، باید روی اخلاق نهادینه شده کار کنیم نویسنده کتاب چگونه عاقلتر شویم عنوان کرد: به جای اینکه قوانین سلبی و اجتماعی یا قوانین مکانیکی را سخت تر کنیم بهتر نیست اخلاق فطری نهادینه شده در افراد را شکوفا کنیم؟ در تربیت دینی این الگو این است که بر روی اخلاق نهادینه شده افراد کار کنیم تا آنها شکوفا شوند بنابراین سرشت و خُلقیات افراد را می توان با رعایت مبانی سهل و آسانی تغییر داد. البته مهم عامل شدن به این مبانی و ارزش هاست. این کارشناس علوم اجتماعی درباره اخلاق گرا و قانون گرا بودن افراد گفت: قطعا انسانی که اخلاق گراست بسیار بیشتر از افرادی که به ظاهر قانون مدار هستند، قانون را مراعات می کنند؛ برای مثال بسیاری از ما اگر مطمئن شویم دوربین پلیس به درستی کار نمی کند، ممکن است سرعت مجاز در رانندگی را زیر پا بگذاریم یا مسیری را خلاف قانون دور بزنیم اما اگر دوربین درونی ما –وجدان – روشن و بیدار باشد، قطعا به ما اجازه نخواهد داد تا از قانون سرپیچی کنیم. بنابراین اگر ما روی تربیت و رشد وجدانیات اخلاقی افراد جامعه کار کنیم، دیگر نیاز چندانی به این همه ابزارها، نیروها و قوانین جدید برای کنترل افراد نداریم. هنوز ملت هایی مثل مردم کشور ژاپن هستند که به دلیل تربیت اخلاق مدار – فارغ از تفاوت های اعتقادی و فرهنگی – ملتی هستند که از نظم و قانونگرایی درونی افراد بهره می برند. این کارشناس علوم تربیتی درباره تاثیر جامعه بر اخلاق گرا شدن افراد بیان کرد: بیشتر از نقش جامعه، نقش مربیان و نخبگان فرهنگی اهمیت دارد. نخبگان ما باید ابتدا روی والدین و خصوصا مربیان آموزش و پرورش شروع به اجرای برنام های تربیتی برای رشد و ارتقای اخلاق و فرهنگ نمایند. در هرجامعه ای قشر نخبه نقش فرهنگ سازی را برعهده دارند اما متاسفانه در کشور عزیزمان شاهد نوعی گسست فرهنگی بین نخبگان و خانواده ها و مربیان هستیم. بدیهی است تا این خلأ از بین نرود توقع زیادی جهت ارتقای فرهنگ و اخلاق در جامعه نمی توان داشت. نسل های گذشته ما فرهنگ اخلاقی و تربیتی خود و خانواده خود را از منابع سنتی مثل منابر و مساجد و مکتبخانه ها می گرفتند. اما واقعا امروزه خانواده ها از کدام منبع معتبر اخلاقی و تربیتی اخذ فرهنگ و تربیت می نمایند؟! صدا و سیما؟ شبکه های ماهواره ای؟ شبکه های اجتماعی؟ بیاییم با خود صادق و رو راست باشیم. توقع چه نوع تربیت اخلاقی و فرهنگی را از آبشخور منابع فوق داریم. آری از ماست که بر ماست. فرهنگسازی در جامعه را باید به عهده نخبگان فرهنگی گذاشت بسیطی در خصوص اختلاط فرهنگی جامعه امروز ایران اظهار کرد: در حال حاضر معضل جامعه ایران سردرگمی فرهنگی است. امروزه فرهنگ و اخلاق در جامعه ما نه سنتی است، نه مدرن یا پسا مدرن. رهبری نظام وظیفه سیاست گذاری کلان در حیطه فرهنگ و تربیت صحیح و ابلاغ این سیاست ها را برعهده دارند تا دولتها بستر این مهم را فراهم کنند. بحمد الله این کار صورت گرفته است؛ اما آیا فرهنگسازی و تربیت اخلاقی کار دستگاه های دولتی است؟ هیچ دستگاه و وزارتخانه ای یا حتی مجموعه کامل دولت نمی تواند کار فرهنگسازی و تربیت را انجام دهد. بلکه این کار در تخصص نخبگان فرهنگی است. وظیفه دولت تنها حمایت و بستر سازی جهت حضور نخبگان فرهنگی در جایگاه هایی است که باید باشند. او با بیان اینکه باید بستر استفاده از نیروی فرهیخته فرهنگ ساز ایجاد شود، عنوان کرد: فرهیختگان وظیفه مهمتر از جامعه دارند. چون اجتماع ما در حال حاضر تشنه فرهنگ است. اگر مربیان ما نسل آینده ساز جامعه، خصوصا دانش آموزان ما را خوب تغذیه کنند، قطعا در میان مدت محصول خوبی برداشت خواهیم کرد. پس ابتدا باید بستر به کارگیری نیروهای فرهیخته و فرهنگ ساز ایجاد شود. در جامعه در حال گذار ما فرهیختگان باید تولید فرهنگ کنند و نخبگان را بر این اساس تربیت کنند. نخبگان هم به تربیت زیر شاخه ها بپردازند. البته این کار با بخشنامه انجام نمی گیرد، بلکه زمان، انرژی و حوصله کافی می خواهد. این استاد دانشگاه ادامه داد: جامعه امروز ما بسیار عجول است! می خواهد بدون صرف زمان، انرژی و هزینه، محصول بدست آورد! ما می خواهیم جامعه فرهیخته ای داشته باشیم اما حاضر نیستیم هزینه آن را پرداخت کنیم. برای مثال ما مبحث فیلتر کردن شبکه های اجتماعی در دوره های مختلف را داریم. هنوز هم نمی دانیم که این شبکه ها بالذات خوب یا بد نیستند، بلکه این کاربر تربیت شده یا تربیت نشده است که می تواند از این شمشیر دو دَم حُسن استفاده یا سوء استفاده کند. ما با تربیت نسلی عقل مدار و اخلاق گرا می توانیم بسیاری از این چالش ها را به فرصت بدل کنیم. این کارشناس علوم تربیتی با بیان اینکه باید برای تربیت نسل جوان از شیوه تربیتی اهل بیت(ع) کمک گرفت، افزود. مبنای تربیتی دینی اهل بیت بر دو اصل عقل و علم (وجدانیات) بنا نهاده شده است. اگرفردی از تربیت عقلانی برخوردار شد وجدان او هم پیوسته بیدار است و پیوسته تقوا را در همه زمینه ها رعایت می کند. چرا که اساس اخلاق در مکتب اهل بیت، پسند آن چیزی است برای دیگران، که خود دوست داریم و می پسندیم و نپسندیدن آنچه خود دوست نداریم و نمی پسندیم. این پسندیدن و نپسندیدن ریشه ای وجدانی دارد و تشخیصی عقلانی. بسیطی درباره بیدار بودن وجدان و سرشت افرادی که بامبانی تربیتی اهل بیت رشد یافته باشند توضیح داد: وقتی وجدان افراد روشن باشد، انصاف و حق و حقوق دیگران حتی حیوانات را هم مراعات خواهند کرد. همه موجودات برای او محترم خواهند بود. تمام این موارد ارزش های انسانی به حساب می آیند که در اثر تربیت و پرورش اخلاق ایجاد می شود. این کارشناس تربیتی در پایان به معنا و مفهومی دیگر از اخلاق اشاره داشت و گفت: معنا و مفهوم مهمّ دیگر اخلاق، «نیّت» و مقام اشرف نفسی اخلاق است- در صورتی که ما به اشتباه رفتار ظاهری اشخاص را به عنوان معیار اخلاق مدّ نظر قرار می دهیم- که البته ترجیح می دهم به دلیل اهمیت فوق العاده این تعریف و آثار آن در گفت وگویی مستقل این معنا و مفهوم اخلاق طرح و تحلیل شود. 2 سال پیش

برای داشتن شهروندان اخلاق گرا چه باید کرد؟

سمیه آزاددل
عالی بود 1 سال پیش

رشته ها و جمعیت گروه الهیات و معارف اسلامی
Loading...